فلسفه زیارت بقاع متبرکه در آینه آثار دنیوی و اخروی آن
این تحقیق مسأله پیش روی خود را «تبیین فلسفه زیارت بقاع متبرکه با توجه به آثار دنیوی و اخروی آن» می‌داند و در این راستا با روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای به تفصیل اندک آراء موافق و مخالف در زمینه زیارت بقاع متبرکه پرداخته است.
 
دفعات مشاهده: 4869 •

فلسفه زیارت بقاع متبرکه در آینه آثار دنیوی و اخروی آن

فرشته آزادی [1]

 چکیده

این تحقیق مسأله پیش روی خود را «تبیین فلسفه زیارت بقاع متبرکه با توجه به آثار دنیوی و اخروی آن» می‌داند و در این راستا با روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای به تفصیل اندک آراء موافق و مخالف در زمینه زیارت بقاع متبرکه پرداخته است. فرضیه پیش رو تحقیق آن است که آثار دنیوی زیارت بقاع متبرکه در راستای دست‌یابی به زندگی سعادت مندانه در حیات دنیوی و بهره‌گیری از مواهب الهی در سرای آخرت است و عملی کورکورانه و بی‌حاصل نیست. دستاوردهای این تحقیق از دو جنبه حائز اهمیت است: اول اینکه ضمن بیان فلسفه زیارت بقاع متبرکه، تبیینی است از آثار و فواید آن برای کسانی که وجود این بقاع جزئی از زندگی اجتماعی و مذهبی آن‌هاست؛ دیگر آنکه پاسخی است به منکرین زیارت بقاع متبرکه و کسانی که این فعل را عملی لغو و یا مخالف بسیاری از بایدها و نبایدهای آموزه‌های دینی دانسته‌اند. در این راستا تحقیق پیش رو در دو عرصه کلی سامان پذیرفته است: عرصه اول مربوط به مبانی اعتقادی و حقیقت این عمل از دیدگاه اصول عقاید مکتب اسلام است که تبیین آن منجر به نقد و در نتیجه ردّ دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه در زمینه شرک دانستن بوسیدن قبر و ضریح اولیای دین، شرک دانستن اعتقاد به توسل و شفاعت است. عرصه دوم مربوط به حقیقت زیارت بقاع متبرکه با توجه به آثار دنیوی و اخروی آن است که این آثار را می‌توان در اتحاد و یکپارچکی جامعه، حفظ قداست شعائر دین، معرفی الگو‌های شاخص به جامعه، شناخت مکتب و... مشاهده کرد.

همچنین با بررسی متون زیارت‌نامه سفارش شده برای قرائت در هنگام زیارت بقاع متبرکه، آنچه روشن می‌شود «معرفت دینی» است که باید آن را به عنوان بارزترین شاخصه «زیارت‌نامه» برشمرد.

کلیدواژه‌ها: بقاع متبرکه، زیارت، آثار دنیوی، آثار آخروی.

مقدمه

زیارت بقاع متبرکه و به خصوص زیارت قبور اولیای الهی و انسان­هایی که تولد، حیات و ممات آن‌ها می‌تواند الگو‌هایی شایسته برای چگونه زیستن انسان مسلمان در تمام اعصار باشد، همواره مورد تأکید آموزه‌های دینی بوده است. اهمیت این مسأله بخصوص در مذهب تشیع نمود و بروز بیشتری پیدا کرده است و از جمله مهمترین دلایل این امر، تأکیدات صورت گرفته از جانب پیشوایان مذهب مبنی بر اهتمام به بقاع متبرکه و بهره گیری از برکات وجودی آن‌ها در جامعه اسلامی است.

علمای شیعه به پیروی از پیشوایان خویش، بر این مسأله تأکید فراوان داشته­اند؛ چنان که متون زیادی از زیارت‌نامه‌هایی که خاص زیارت مرقد هر یک از ائمه: یا فرزندان آنان است و یا آدابی که مخصوص زیارت مکان‌های مقدسی چون مسجد النبی9، مسجد کوفه، مسجد قبا، مسجد فضیخ، مسجد احزاب و... است را برای نسل‌های پس از خود روایت کرده و در بیانات خود زیارت آن‌ها را مورد تأکید قرار داده‌اند. این اهتمام باعث شده است تا در طول تاریخ جهت تکریم این بقاع، بخصوص از جانب شیعیان تلاش فراگیری صورت گیرد به گونه‌ای که برای بسیاری از قبور بارگاهی ساخته‌اند و در صدد حفظ حرمت مکان‌هایی که در روایات وجود آن‌ها گرامی دانسته شده است بر آمده‌اند.

دلیل این گونه اهتمام که باعث شده است این مکان‌ها همواره مورد تکریم قرار گرفته و محل رفت و آمد زائران، پیروان و مریدان باشد را باید در عرصه بایدها و نبایدها یعنی مباحث اصولی و کلامی و عرصه شاید‌ها و نشاید‌ها یعنی مباحث اخلاقی و عرفانی به بحث گذاشت. مبحث شاخص دیگری که به عنوان خروجی و نتیجه این دو عرصه به حساب می‌آید، آثار و فواید دنیوی و اخروی زیارت بقاع متبرکه است که شامل موارد متعددی می‌باشد و ما در ادامه تحقیق، به بیان آن‌ها خواهیم پرداخت.

 

1. دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه و نقد دلایل آن‌ها

محدودیتی که در یک مقاله وجود دارد، مانع از آن می‌شود که به ذکر تفصیلی دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه و نقد دلایل آنان بپردازیم، لذا به صورت مختصر چکیده دلایل آنان را ذکر می‌کنیم و به صورت موجزتری به نقد آن‌ها خواهیم پرداخت. دلیل لزوم پرداختن به این مسأله مرتبط بودن اثبات «صحت عملِ زیارت بقاع متبرکه» با «شناخت فلسفه زیارت بقاع متبرکه» و «تعیین پیش فرض لازم جهت بررسی آثار دنیوی و اخروی آن» است. چرا که لازم است گام نخست در اثبات مبنای اسلامی و اعتقادی داشتن این زیارت­ها به درستی برداشته شود تا با تعیین پیش فرض صحیح، بتوان هم با بررسی عینیت‌های اجتماعی به آثار دنیوی زیارت بقاع متبرکه اشاره کرد و هم با بررسی متون دینی، آثار اخروی که بر این زیارت­ها مترتب است را بر شمرد.

 

1-1. دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه

در یک دسته‌بندی کلی، دلایل مخالفت با زیارت بقاع متبرکه که عمدتاً در عصر کنونی از جانب فرقه وهابیت مطرح شده است را می‌توان در سه دسته قرار داد؛ این دلایل عبارتند از:

 

1-1-1. شرک بودن بوسیدن قبر و ضریح اولیای دین

مخالفان زیارت بقاع متبرکه، شیعه را به خاطر بوسیدن قبر پیامبر9 و ائمه معصومین و امام‌زادگان: متّهم به شرک و کفر و بت پرستی می‌نمایند. آنان هرگونه زیارت قبور، چه قبر پیامبر و غیر آن را، شرک و حرام می‌دانند [2] و مسح و بوسیدن هر قبری، ولو قبر پیامبر9 از نظر آنان شرک است. [3] و معتقدند کسانی که قبور پیامبر اکرم9 و دیگر انبیاء و اولیاء و صالحان را زیارت می‌کنند، در کفر و شرک با بت پرستان و مشرکان یکسان هستند. [4]

 


 

1-1-2. قائلین به توسل مشرک‌اند

دلیل دیگر مخالفین زیارت بقاع متبرکه، اعتقاد شیعه به توسل و مخالفت آن با اصل توحید است. [5] و شیعه را به دلیل معتقد بودن به توسل، مشرک می‌دانند. [6] چنان که به اعتقاد محمد بن عبدالوهاب پیشوای فرقه وهابیت، توسل نمی‌تواند بدون اجازه و رضایت خداوند به دست اید، چرا که شخص پیامبر9 قادر نبود بدون اراده خداوند آن‌هایی را که خود می‌خواهد هدایت کند و نیز اجازه نداشت برای مشرکین طلب بخشایش کند. همچنین عمل طلب از مردگان و توسل به آن‌ها نیز منع شده است گفته است: توسّل به مردگان، خطاب به معدوم است و از نظر عقل کار زشتی است. زیرا مرده، قدرت بر اجابت تقاضای زندگان ندارد. [7]

 

1-1-3. اعتقاد به شفاعت شرک است

اشکال سومی که آن نیز عمدتاً از جانب وهابیّان مطرح شده است، اعتقاد مسلمانان به مسأله شفاعت است. آنان در کتاب­های وهّابی خود، پیوسته از این موضوع به عنوان عملی شرک آمیز یاد می‌کنند. [8] و آن را مصداق آیه « یَعبُدونَ مِن دُونِ اللهِ مالا یَضُرُّهُم و لا یَنفَعُهُم » (یونس، 18)چیزهایی از غیر خدا می­پرستند که نه به آن‌ها ضرر می­زند و نه به آن‌ها منفعت می‌رساند» می‌دانند. از نظر آنان درخواست شفاعت از مرده لغو است. به عنوان مثال در تفسیر مراغی که در قرن چهاردهم نگاشته شده است و با توجه به متأخر بودن آن می‌توان گفت جزو تفاسیری است که آخرین آراء موجود در این زمینه و حاصل جمع آنان را بیان داشته است، در تفسیر آیه « إِیاكَ نَعْبُدُ وَ إِیاكَ نَسْتَعِین ‏» (الحمد، 7) آمده است که « فمن یستعین بقبر ناسك، أو ضریح عابد لقضاء حاجة له، أو تیسیر أمر تعسّر علیه، أو شفاء مریض أو هلاك عدو فقد ضل سواء السبیل، و أعرض عما شرعه اللّه، و ارتكب ضربا من ضروب الوثنیة التی كانت فاشیة قبل الإسلام و بعده و لا تزال إلى الآن كذلك، و قد نهى عن مثلها الشارع الحكیم» [9] (هرکس به قبر عابدی، یا ضریح عابدی برای برطرف شدن حاجتش یا برای شفای مریض یا هلاکت دشمنی استعانت بجوید، از راه راست خارج شده است و از پیروی شریعتی که خدای تعالی وی را به آن خوانده است، روگردان شده است و مرتکب نوعی از بت پرستی که قبل و بعد از اسلام تا زمان کنونی رواج داشته است و شارع مقدس از انجام آن نهی کرده است شده است.) وی با این سخن، اصل صحت اسلامی دانستن زیارت بقاع متبرکه را مورد انکار قرار داده است.

 

1-2. نقد دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه

چکیده پاسخ‌ها به دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه به صورت خلاصه در سه بخش زیر ارائه می‌شود؛ این پاسخ‌ها روشن خواهد ساخت که دلایل مطرح شده از جانب مخالفین، برخلاف مبانی اعتقادی اسلام است و اساساً زیارت بقاع متبرکه در آموزه­های دینی جزو حقایق دینی و عقاید مسلمانان از صدر اسلام تا عصر حاضر بوده است:

 

1-2-1. بوسیدن قبر و ضریح اولیای دین در تعالیم اسلامی

بوسیدن قبر اهل البیت: و فرزندان آنان شرک نیست زیرا فاعل این کار در این عمل خود آنان را شریک خدا ندانسته، بلکه آن انوار مقدسه را شخصیت­هایی دارای شرافت و منزلت نزد یگانه خالق و مدبر جهان می‌دانند و فعل زیارت آنان به علت منزلت رفیعی است که آنان نزد خدای تعالی دارند. این عمل مبنای قرآنی داشته و در قرآن کریم می­توان نمونة این گونه خضوع‌ها را مشاهده کرد؛ این در حالی است که در آن هیچ گونه شائبه شرک و دو گانه پرستی در میان نیست؛ به عنوان مثال در داستان سجده بر آدم علیه اسلام می­فرماید: « وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ » (البقره، 34) "و چون فرشتگان را فرمودیم: «براى آدم سجده كنید»، پس بجز ابلیس- كه سر باز زد و كبر ورزید و از كافران شد- [همه‏] به سجده افتادند." «از این جمله اجمالا استفاده می‌شود كه سجده براى غیر خدا جائز است در صورتى كه منظور از آن احترام و تكریم آن غیر خدا، و در عین حال خضوع و اطاعت امر خدا نیز بوده باشد، و نظیر این استفاده را از آیة « وَ رَفَعَ أَبَوَیهِ عَلَى الْعَرْشِ، وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ یا أَبَتِ هذا تَأْوِیلُ رُءْیای مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّی حَقًّا » (یوسف، 100) "و پدر و مادرش را به تخت برنشانید، و [همه آنان‏] پیش او به سجده افتادند، و [یوسف‏] گفت: اى پدر، این است تعبیر خواب پیشین من، به یقین پروردگارم آن را راست گردانید" می‌توان ملاحضه نمود». [10]

در روایات اسلامی نیز در ضمن اجتماعات مذهبی، زیارت حرم ائمه معصوم: و اولیاء و بزرگان دین و مکان‌های متبرکه مورد تأکید قرار گرفته است. به عنوان نمونه، شیخ صدوق در روایتی از امام علی7 نقل کرده است که با ترک زیارت رسول خدا9 بر پیامبرتان جفا نکنید و حج خود را با زیارت قبوری که ملزم به زیارت آن‌ها هستید به پایان رسانید: « اتموا برسول الله حجکم اذا خرجتم الی بین الله فأن ترکه جفاء و بذلک امرتم و اتمو بالقبور التی الزمکم الله زیارتها و حقها » [11] (زمانی که آهنگ زیارت خانه خدا کردید حج خود را با زیارت مرقد پیامبر9به پایان رسانید زیرا ترک زیارت مرقد او جفا بر آن حضرت است و شما به این کار مأمور شده‌اید و نیز با زیارت قبوری که به زیارت آن‌ها ملزم شده‌اید حج خود را به پایان رسانید) [12]

 

در نتیجه این تأکیدات است که اگر به زیارت قبر رسول خدا9 شویم، می‌بینیم که عموم علما و مردم سنّی مذهب - غیر از وهابیّان- مانند شیعیان، زیارت قبر ایشان و سلام کردن به ایشان را از مهم‌ترین توفیقات خود می­دانند. گواه این مطلب مزارهایی است که در کشورهایی مانند مصر و سوریه و غیره واقع شده و سنّی‌ها مانند شیعیان به زیارت آن مزارها رفته و از مقام روحانی و معنوی آن‌ها بهره می‌برند. [13]

1-2-2. توسل در تعالیم اسلامی

توسل به اولیای دین جزو حقایقی است که آموزه‌های دینی انسان مسلمان را به آن دعوت می‌کند. در این مسأله باید به دو نکته توجه نمود. نکته اول مفهوم واژه توسل در تعالیم اسلامی است. در تبیین معنای لغوی واژه «توسل» باید گفت که توسل در کلام اسلامی به معنای قرار دادن واسطه‌ای میان خود و خدای تعالی است. [14] نکته دوم آنکه برخلاف دیدگاه کسانی که تأثیر گذاری بر زندگی انسان را برای غیر خدا صحیح نمی‌دانند، باید گفت خدای تعالی تأثیر گذاری مادی و معنوی برای غیر خود را در عالم موجودات قرار داده است. علامه طباطبایی; معتقد است: خود خداى تعالى در كلام مجیدش تأثیر را با همه انواعش به غیر خداى تعالى نسبت داده و مگر ممكن است غیر این باشد؟ با اینكه انكار مطلق آن ابطال قانون علیت و معلولیت عمومى است كه خود ركنى است براى همه ادله توحید، و ابطال قانون مذكور، هدم بنیان توحید است. آرى، آن تأثیرى كه خداى تعالى در كلام مجیدش از غیر خداى تعالى نفى كرده تأثیر استقلالى است كه هیچ موحدى در آن سخنى ندارد. هیچ موحدى نمى‏گوید كه: آتش در داشتن حرارت نیازی به خداى تعالى ندارد. اما اینكه بگوییم: آتش اثر حرارت ندارد، در حقیقت بدیهیات عقل را انكار كرده و از فطرت بشرى خارج شده‏ایم. [15]

بنابراین از اینجا حقیقت مقام شفاعت و شرک نبودن آن روشن می‌شود، زیرا «وقتى خداى تعالى بتواند به فلان موجود، فلان اثر و خاصیت را ببخشد چرا نتواند به اولیاى درگاهش مقام شفاعت و وساطت در آمرزش گناهان و برآمدن حاجات را ببخشد و حتى در تربت آنان اثر شفا بگذارد؟» [16] البته آیات و روایات زیادی در این زمینه وارد شده است که در این تحقیق مجال پرداختن به آن‌ها نیست و همین مقدار نیاز تحقیق را برآورده می‌سازد. [17]

 

1-2-3. اعتقاد به شفاعت در تعالیم اسلام

از پاسخ به اشکال مربوط به توسل، پاسخ اشکال مربوط به مسأله شفاعت نیز تا حدود زیادی روشن می‌شود. در اینجا این نکته را یاد آوری می‌شویم که هرگاه حقیقت شفاعت را دعای شافع در حق استشفاع کننده بدانیم، روشن می‌شود که این امر حقیقتی دینی است و كسانى كه به اهل شفاعت متوسل مى‏شوند كارشان بدون دلیل نیست. حقیقت دینی بودن آن در این است که خداى تعالى در كلام مجیدش به افرادى كه مرضى درگاهش باشند مقام شفاعت داده و فرموده: « وَ لا یمْلِكُ الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یعْلَمُونَ »؛ (الزخرف، 86) "این خدایان دروغین كه مشركین آنان را مى‏خوانند مالك مقام شفاعت نیستند، مگر كسانى كه بدانند و بر توحید حق گواهى دهند" و نیز فرموده: «وَ لا یشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏» (الانبیاء، 28) "و هرگز مقربان درگاه الهى براى كسى شفاعت نمى‏كنند مگر اینكه خدا راضى باشد" و اگر آن حضرات را تعظیم مى‏كنند و با زیارت قبورشان و بوسیدن ضریحشان نسبت به آنان اظهار محبت مى‏كنند و با تربت آنان تبرك مى‏جویند، این اعمال مصادیقى از تعظیم شعائر الهی هستند که در آیه شریفه: «وَ مَنْ یعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ (الحج، 32) "و كسى كه شعائر خدا را تعظیم مى‏كند این از تقواى دل او است" و آیه مودت به ذى القربى و آیات دیگر و روایات سنت، تمسك مى‏كنند. [18]

«در روایتی أنس بن مالک می­گوید: « سَأَلتُ الَّنبیَّ أَن یَشفَعَ لی یَومَ القِیامةِ فَقالَ: اَنا فاعلٌ فَقُلتُ: فَأَینَ أَطلُبُکَ؟ فَقَال: عَلَی الصِّراطِ » [19] (از پیامبر درخواست شفاعت کردم که در روز قیامت در حق من شفاعت نماید وی در خواست مرا پذیرفت). أنس با ظرافت طبع، از پیامبر گرامی9 درخواست شفاعت می­کند، و جای آن را می­پرسد و پیامبر می­فرماید: «روی صراط» و هرگز به خاطر او خطور نمی‌کند که این کار با اصول توحید و غیره منافات دارد و پیامبر نیز آن را می‌پذیرد و به او نوید می‌دهد». [20] در کتاب شریف « فضائل الخمسة من الصحاح الستة» در باب «نزول الملائكة الى قبر النبى9 فى كل یوم و فضل زیارته‏» تعداد زیادی از روایات متواتر که مربوط به کثرت گریه فاطمه3 در هنگام زیارت قبر پیامبر9 است را از منابع حدیثی اهل سنت نقل کرده است» [21] این روایات بر مشروعیت زیارت مؤمن پس از وفات یا قتل مؤمن و گریه بر وی دلالت دارند. [22] به نظر می‌رسد با توجه به محدودیت این تحقیق، آنچه گفته شد در پاسخ و رد نظر کسانی که قائل به باطل بودن زیارت بقاع متبرکه و بدعت دانستن آن هستند کافی است.

 

2. فلسفه زیارت بقاع متبرکه در آینه آثار دنیوی و اخروی آن

پس از بیان مستندات قرآنی و روایی و دلایل شرعی و عقلی فلسفه زیارت بقاع متبرکه، لازم است این نکته بیان شود که بدون تردید تأکید بر زیارت بقاع متبرکه به دلیل حفظ آثار و فواید دنیوی و اخروی زیارت بقاع متبرکه و اولیای دین برای جامعه اسلامی است. زیرا یکی از آثار آن عبارت از این است که «زیارت، سبب بازسازی این قبور و صیانت آن‌هاست و اگر امت اسلامی پیوند خود را با این مراقد متبرکه قطع کند؛ طبعا با گذشت زمان، این مراکز به دست فراموشی سپرده شده و اثری از آن‌ها باقی نمی‌ماند و در این جا دو خسارت بزرگ متوجه امت اسلامی می‌شود:

1. آثار سازنده‌ای که در زیارت این مراکز بوده، از دست می‌رود.

2. مسائل صدر اسلام و سیره و تاریخ اولیای دین به تدریج به فراموشی سپرده می‌شود.

این مسأله موجب می‌شود که نسل­های آینده با دیده شک و تردید به اصل حادثه بنگردند؛ زیرا زیارت قبور آن‌ها موجب یادآوری سنت‌هایی است که در زندگی اولیای دین اتفاق افتاده است و می‌تواند راهنمای انسان برای زندگی در دوران مختلف باشد. اما در صورت ترک زیارت آنان، با گذشت زمان آن سنت‌ها به دست فراموشی سپرده خواهد شد. چنانکه شاهد مثال این جریان را می‌توان در تاریخ مسیحیت درباره حضرت مسیح7 ملاحظه نمود. زیرا با وجود اینکه حضرت مسیح7 سال­ها در مکان­های مختلف به تبلیغ دین پرداختند و حواریون نیز انصار او بودند اما اکنون نه اثری از آن مکان‌هایی که حضرت عیسی7 در آنجا به تبلیغ پرداخته است وجود دارد و نه اثری از مقبره حواریون برجای مانده است و نه کتاب انجیل به صورتی قابل قبول و بدن تحریف برای نسل‌های بعد باقی مانده است. در صورتی که اگر چنین مکان‌هایی در جامعه موجود بود، می­توانست به عنوان شعائر الهی مرجع رفت و آمد مسیحیان و به عنوان مکان‌هایی برای تبلیغ و به یادآوری هرآنچه که مربوط به دوران عیسی7 و پیروان وی بوده است باشد. وجود چنین مکان‌هایی به نوبه خود موجب اهتمام بیشتر به آثار و متون مذهبی خواهد شد. زیرا به علت اهتمامی که در این گونه مکان‌ها نسبت به امور مرتبط با مسائل مذهبی انجام می‌گیرد، وجود این مکان‌ها می‌توانست تا حدود زیادی مانع تحریف عقاید و کتب مقدس از تحریف شود. بنابراین روشن است که وجود بقاع متبرکه در جامعه اسلامی فواید دنیوی و اخروی فراوانی با خود به همراه دارد که در زیر به بیان برخی از شاخص ترین آن‌ها می‌پردازیم:

 

2-1. اتحاد و یکپارچکی جامعه تحت لوای بقاع متبرکه

زیارت بقاع متبرکه و حضور افراد جامعه اسلامی در حرم­های شریف اولیای الهی و اهتمام به این امر به دلیل اعتقادات یکسانی است که در جامعه شکل گرفته است و وجود این رفتار نیز خود به تقویت باورها و عقاید مذهبی موجود در جامعه منجر می‌شود. با توجه به اینکه آنچه در بقاع متبرکه بر آن تأکید می‌شود در راستای آموزه‌های دینی است، این امر موجب اتحاد بیشتر جامعه اسلامی خواهد شد. از این رو بقاع متبرکه در سطحی از تأثیر گذاری که بر جامعه دارند به ریسمان وحدت بخشی تبدیل می‌شود که افراد را به هم پیوند زده و آن‌ها را از پراکندگی باز می‌دارند. با پرورش چنین وحدتی است که همگرایی در میان انسان‌های مسلمان و در سطح گسترده‌ای از جامعه به وجود آمده و مانع پراکندگی آن‌ها از جنبه روحی و جسمی می‌شود. تحقق این مسأله همان خواسته دین و صلاح جامعه اسلامی است، چنان­که قرآن کریم در سوره مبارکه آل­عمران بر تمسک به عامل وحدت بخش که همان توجه به خدای متعال و چنگ زندن به حبل الله است تأکید نموده و می‌فرماید:

« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً... »؛ (آل عمران: 103) "و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراكنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد كنید: آن گاه كه دشمنان [یكدیگر] بودید، پس میان دل­هاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید..."

نکته فوق مورد تأکید بسیاری از اندیشمندان شیعه که دغدغه ایجاد وحدت در سطح جامعه و ایجاد جامعه توحیدی را داشته‌اند بوده است؛ چنانکه برخی مانند «اخوان الصفا» که در قرن چهارم هجری قمری ظهور یافتند، بر این اعتقاد بودند که دین اسلام و تمسک به خاندان عصمت و طهارت محکم­ترین اسبابی است که بین ملت­های مسلمان مودت ایجاد می­کند و آن‌ها را کنار هم گرد آورده و به مقصد هدایت می­کند و بر این عقیده بودند که آنچه ما را با هم جمع می­کند، محبت پیامبر9 و اهل بیتش:و ولایت علی بن ابی طالب7است. [23]

در همین راستا می‌توان دلیل تأکیدات نقل شده از جانب معصومین: مبنی بر زیارت قبور ایشان را بیشتر تبیین نمود. در برخی از این روایات، بخشی از وفای به عهد و پیمان معصومین:و پیمودن راه آنان از جانب شیعیانشان در گرو زیارت قبور آن بزرگواران معرفی شده است. از امام رضا7 نقل کرده‌اند که فرمودند: « إِنَّ لِكُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ زِیارَةَ قُبُورِهِمْ » [24] "هر امامی عهد و پیمانی بر گردن دوستان و شیعیان خویش دارد و زیارت قبور پیشوایان، بخشی از عمل به این پیمان است."

«زائر با این زیارت، با پیشوای خود پیمان می‌بندد که جز راه و رسم او، از راه و رسم دیگری پیروی نکند. در واقع زائرِ مرقد رسول خدا9 با رهبر خویش چنین گفتگو می­کند: ای شفیع امت، با حضور در حرم تو و تماس با تربت پاک تو، با تو بیعت می­کنم که پاسدار آرمان­های تو باشم، گرد شرک و گناه نگردم و از تو می­خواهم که برایم از درگاه الهی طلب آمرزش کنی» [25]

روشن است که در زیارت‌هایی که از مرقد اولیای دین صورت می‌گیرد تعامل میان انسان‌ها در جامعه اسلامی بیشتر شده و این امر وحدت و یکپارچکی جامعه را تقویت خواهد نمود. انسان‌های مسلمان با زیارت بقاع متبرکه اعلام می‌دارند که آنان نیز همان مسیر پیموده شده توسط مزور را می‌پسندند و برای همان مسیر ارزش قائل هستند، لذا از این جهت میان آن‌ها اشتراک وجود دارد و همین اشتراک عامل وحدت آن‌هاست. «علت اینکه اسلام دستور می‌دهد به زیارت شهیدان احد و کربلا و دیگر عزیزان خفته در خون بشتابیم؛ این است که حضور در کنار تربت آنان و یا دست گذاردن بر ضریح و قبر آنان نوعی بستن پیمان با روح و روان آن‌هاست و تعهدی از جانب زائر است که به راه آن‌ها تداوم بخشد. پس زیارت قبر شهید، گذشته از تکریم و احترام او، پاسداری از آرمان­های اوست» [26] بنابراین، وحدت اعتقادی یکسانی که در وجود انسان‌های مسلمان پدید آمده است و تقدسی که آرمان‌ها در دید آنان پیدا کرده است، آن‌ها را به زیارت بقاع متبرکه و تکریم آن‌ها می­کشاند و این زیارت خود تقویت کننده آن اعتقاد و در نتیجه عامل اتحاد و یکپارچکی جامعه است.

 

2-2. حفظ قداست شعائر دین

از جمله اثراتی که در نتیجه زیارت بقاع متبرکه در جامعه اسلامی بوجود می‌آید، تأکید بر قداست آرمان‌ها و اهداف مکتب و شعائر دین مبین اسلام است. حفظ قداست شعائر دین، مسئله‌ای است که در قرآن کریم و آموزه‌های اسلامی بر آن تأکید فراوان شده است. در آموزه‌های اسلامی زمان‌ها و مکان‌های مختلفی دارای قداست هستند؛ از جمله زمان‌های مقدس، اعیاد مذهبی، ماه‌ها، لیلة القدر و شبی که قرآن در آن فرو فرستاده شده و... و از جمله مکان‌های مقدس مسجدالحرام، کعبه، مقام ابراهیم، مساجد و اماکن متبرکه را می‌توان نام برد. همچنین پیامبران و اولیای الهی، حجر الاسود، قرآن کریم، ادعیه، شعائر دینی و... که همه مبارک و مقدس هستند. [27] چنان که «زائر خانه خدا در هنگام طواف، «حجر الاسود» را استلام می‌کند (به آن دست می‌مالد) هدف از دست گذاردن بر این سنگ سیاه نوعی پیمان بستن با ابراهیم خلیل7 است تا پیوسته در راه آرمان او، سعی و کوشش کند و چون دست زائر به قهرمان توحید نمی‌رسد، دست به چیزی می‌گذارد که یادگار از اوست.

در احادیث اسلامی وارد شده است که زائر خانه خدا به هنگام استلام حجر بگوید: «أَمَانَتِی أَدَّیْتُهَا  وَ مِیثَاقِی تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَلِی بِالْمُوَافَاةِ»[28] "امانتی که بر ذمه ام بود ادا کردم، و بیعت خود را تجدید نمودم تا به ادای آن گواهی دهی."

بقاع متبرکه نیز به عنوان یکی از این مکان‌های مقدس به حساب می‌آیند که حفظ قداست آن‌ها با حضور در این مراکز، موجب حفظ شعائر دینی می‌شود. همچنی با توجه به زیارت‌نامه‌ها، ادعیه، و فعالیت‌ها و اعمال مذهبی که در این اماکن انجام می‌گیرد و نیز با توجه به این که این اماکن محل اجتماعات مذهبی و سیاسی جامعه اسلامی هستند، زیارت بقاع متبرکه موجب حفظ قداست شعائر دینی خواهد شد و این امر تقویت روحیه ایمان و اعتقاد مردم جامعه را در پی خواهد داشت.

 

2-3. معرفی الگو‌های شاخص به جامعه

قرآن کریم در پاسخ به نیاز فطری انسان مبنی بر الگو گیری از اولیای الهی، برای انسان­های برخوردار از جهان بینی الهی، حضرت ابراهیم و رسول مکرم اسلام را به عنوان مقتدایی نیکو و الگویی شایسته معرفی می‌کند و می­فرماید: « قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی‏ إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَه‏ » (الممتحنه: 4) و در باره رسول گرامی اسلام می­فرماید: « لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یرْجُوا اللَّهَ وَ الْیوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثیراً » (الأحزاب: 21) بخشی از آیات الهی با ارائه نمونه‌هایی مثل آسیه و مریم الگوی زنان مسلمان را مشخص می‌کند: « وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْن ‏» (التحریم: 10) « وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْیمَ وَ أُمَّهُ آیةً وَ آوَیناهُما إِلى‏ رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعین‏ ». (المؤمنون: 50)

انسان علاوه بر معارف نظری مکتب و قوانین اصیل نیازمند راهنمای عینی و الگویی مقدس است که با عملکرد خویش او را به سوی حقیقت و زیبایی‌ها رهنمون سازد. زیارت گامی در راستای همین هدف، یعنی«الهام گرفتن از اسوه‌ها» است. زیارت در تمام ابعاد و اقسام آن همچون زیارت کعبه، پیامبران:، پیامبر خاتم9، ائمه معصومین و امام‌زادگان : و نیکان، الگو گرفتن از کسانی است که شایستگی الگو قرار گرفتن را دارند. [29]

بنابراین توجه به بقاع متبرکه موجب زنده شدن یاد و خاطر بزرگان مدفون شده در این اماکن است. بزرگانی که زندگی خود را در راه دفاع از آرمان‌های مکتب مقدس اسلام گذرانده‌اند و بسیاری از آنان جان خویش را در این راه از دست دادند. زندگی این بزرگواران از جمله شاخص­ترین الگوها برای انسان مسلمان و آزاده است و انسان می‌تواند با الگو قرار دادن آن‌ها به زندگی مادی و معنوی خویش جهت گیری الهی بخشد. حرم‌های امام‌زادگان به عنوان اماکنی که پیکر مطهر اولیای الهی را در بر دارند، از مهمترین مکان‌هایی هستند که انسان با حضور در آن‌ها می‌تواند با الگوهای شاخص جامعه بشری آشنا شود و از آن‌ها درس بیاموزد.

همچنان که «زائران بیت‏الله الحرام در كنار آن هاجر و اسماعیل7 را مشاهده مى‏كنند كه عظیم‏ترین‌ و عارفانه‏ترین‌ نقش‌ توحیدى خویش را در تـاریخ بـشریت تـرسیم كرده‏اند. جاى‏جاى سرزمین وحى حكایتى شنیدنى از عرفان‌، عشق‌، امید‌ و تسلیم محض در برابر خداوند هـستى‏بخش دارد و زائر هـمواره آنان را در‌ حركت‌ و عمل خویش حاضر و شاهد مى‏بیند. اینـها هـمه خـود نشان‏دهنده نقش الگوها‌ در‌ حركتهاى‌ عملى‌ اسلام‌ و درسـهاى زائران كوى‌ دوسـت‌ است كه حاجى مسلمان از محضر منادى بزرگ توحید فرامى‏گیرد». [30]

 

2-4. شناخت مکتب

حضور افراد و اجتماعات انسانی در بقاع متبرکه و اعمالی که در این مکان‌ها انجام می‌دهند موجب شناخت بیشتری از مکتب اسلام خواهد شد. اگر مسلمانان، شناخت درستی از مکتب اسلام نداشته باشند، نخواهند توانست در برابر هجمه‌های فرهنگی و تبلیغاتی مخالف، عقاید خود را حفظ کرده و در این موارد دچار تزلزل خواهند شد. دشمنان دین اهمیت بیگانگی از مکتب را به خوبی درک کرده و تلاش آنان در طول سالیان اخیر، بر دور ساختن ملت‌های مسلمان از هویت اسلامی خود بوده است. هدف آنان بی هویت ساختن انسان مسلمان و استحاله هویت اوست.

از جمله طرق شناخت مکتب اسلام حضور در مکان­هایی است که در آنجا مکتب اسلام ترویج می­شود. حضور در این اماکن سبب آشنایی انسان با آداب و رسوم و هنجارهای اسلامی شده و در نتیجه زمینه مناسب تری جهت آشنایی با مکتب اسلام را حاصل فراهمی می‌آورند.

همچنین حضور اقشاری از جامعه در بقاع متبرکه که دارای نظام یکسانی از ارزش‌ها، آداب و رسوم، عقاید و باور‌ها هستند موجب می‌شود که شناخت بیشتری از یک مکتب، هم برای پیروان آن مکتب و هم برای دیگرانی که می‌خواهند از آن مکتب شناخت درستی بدست آورند حاصل شود. «یکی از بهترین طرق شناخت یك مكتب، مطالعه در وضع پیروان و مدافعان و حامیان آن است. طبق ضرب المثل معروف «امام‏زاده را از زوارش باید شناخت» هنگامى ملاحظه كنیم گروهى پاكباز، باهوش، با ایمان، مخلص و با تقوى گرد رهبر و مكتبى جمع شده‏اند به خوبى مى‏توان دریافت كه این مكتب و آن رهبر در یك حد عالى از صداقت و درستى است. اما هنگامى كه ببینیم یك عده فرصت‏طلب: شیاد، بى‏ایمان، و بى‏تقوا، اطراف مكتب و یا رهبرى را گرفته‏اند كمتر مى‏توان باور كرد كه آن رهبر و آن مكتب بر حق باشد». [31] بنابراین نقش زیارت بقاع متبرکه در شناخت مکتب چه برای مسلمانان و چه برای غیر مسلمانان امری روشن است.

 

2-5. زیاد شدن محبت و دوستی

انسان‏ها به رابطه اجتماعی با هم نوع خود نیازمند هستند و ارتباط میان انسان­ها در هیچ مقطعى از زندگی او ‏گسستنى نیست. جامعه انسانی برای ادامه حیات خود و خوب زیستن، نیازمند رشد هرچه بیشتر محبت و دوستی در آن است. از طرف دیگر، «زیارت‏‌» مفاهیم‏ عمیقى از عشق، مـحبت، مـودت و پیوستگى ‏انسانى و ایمانى را به همراه دارد. بنابر این زیارت بقاع متبرکه می‌تواند این نیاز جامعه بشری را به بهترین شکل پاسخ دهد.

زیارت بقاع متبرکه موجب انس و محبت بیشتر میان زائر و مزور می‌شود. زیرا هرچند انسان‌های بزرگواری که در بقاع متبرکه مدفون هستند، دیگر دارای حیات مادی نیستند، اما بسیاری از آنان شهید راه شریعت اسلام هستند و بر اساس آیه 167 سوره مبارکه آل عمران که شهیدان را زنده و نزد خداوند برخوردار از روزی می‌داند، آنان زنده هستند و انسان زائر می‌تواند با زیارت آنان هم انس و محبت بیشتری با آنان و هم با زوّاری که راه آنان را مقدس می‌دانند، برقرار کند. چنانکه از پیامبر اكرم‏9 نقل کرده‌اند که فرمودند: « الزیارة‌ تنبت‌ المودة ‏»؛ "زیارت و دیدار رویاننده محبت و دوستى اسـت‌." [32]

همچنین زیارت بقاع متبرکه که جزو شعائر الهی به شمار می‌روند و نیز زیارت اولیای الهی موجب تقویت روح ایمان شده و انس و علاقه بیشتری را در انسان نسبت به بقاع متبرکه موجب می‌شوند. چنان که در زندگی روزمره خود شاهد موارد متعددی هستیم که افرادی که به زیارت بقاع متبرکه مشرف می‌شوند، انس و علاقه خود نسبت به آن بقاع را اظهار داشته و در بسیاری از موارد تمایل خود را برای زیارت مجدد ابراز می‌دارند.

 

2-6. برآورده شدن دعا

اهل بیت: همان گونه که در زمان حیات خود حجّت خدا بر روی زمین و مسیر دریافت نعمت‌های الهی بوده‌اند، پس از حیات خود نیز همان گونه‌اند و با شفاعت آن بزرگواران است که حاجات انسان می‌تواند در درگاه خداوند مستجاب شود.

این درحالی است که در تعالیم اسلامی حتی دعای انسان در کنار قبور مؤمنین و مؤمنات، مورد‌ پذیرش قرار گرفته و خداوند به برکت و احترام مردگان مؤمن، حـاجت زنـدگان را نیز برآورده می‌کند. [33] مـحمد بـن مسلم از امام صادق7 و آن حضرت نیز از‌ امام‌ علیعلیه السلام نقل کرده است که فرمود: «زُورُوا مَوْتَاكُمْ فَإِنَّهُمْ یفْرَحُونَ بِزِیارَتِكُمْ وَ لْیطْلُبْ أَحَدُكُمْ حَاجَتَهُ عِنْدَ قَبْرِ أَبِیهِ وَ عِنْدَ قَبْرِ أُمِّهِ بِمَا یدْعُو لَهُمَا» [34] "مردگان فامیل و عشیره خود را زیارت کنید زیرا آنان با زیارت شما، شاد می‌شوند و علاوه بر این مناسب است همراه زیارت اهل قبور (و بخصوص) زیارت‌ پدر‌ و مادر خود، حاجت ‌خود را‌ از‌ خـداوند‌ خـواسته دعا کنید."

وقتی زیارت قبور مؤمنین چنین باشد، به طریق اولی روشن است که زیارت قبور اولیای دین و تقضای برآورده شدن حاجات از خدای تعالی به احترام شرافت و منزلتی که آنان نزد خدای تعالی دارند، موجب پذیرش قرار خواهد گرفت. ذراری آن بزرگواران نیز که بسیاری از آنان زندگی شان را با اقتدا به آباء گرامی­شان در جهاد فی سبیل الله سپری کرده‌اند و بسیاری از آنان جان خود را در این مسیر از دست داده‌اند و به مقام رفیع شهادت نائل شده‌اند بر اساس آیه 169 سوره مبارکه آل عمران که می‌فرماید: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ»؛ "كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار، بلكه زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند،" آنان زنده‌اند و می‌توانند واسطه برآورده شدن حاجات انسان­ باشند.

در روایتی از امام صادق7 نقل شده است که امام7فرمودند: «مبادا زیارت مشاهد مشرّفه و مسجد قبا را ترك كنى چه آنكه این مسجد همان مسجدى است كه حق تعالى در قرآن فرموده: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ یوْمٍ... ». و نیز در این مسجد ما در، جده ابراهیم (مقصود ابراهیم فرزند رسول اللَّه9مى‏باشد) مكان داشت و نیز به زیارت مسجد فضیخ و قبور شهداء و مسجد احزاب كه همان مسجد فتح باشد مبادرت نما... سپس حضرت فرمودند: شایسته است در ضمن دعاهائى كه در مسجد فتح مى‏خوانى بگوئى: « یا صریخ المكروبین و یا مجیب دعوة المضطرین اكشف عنّى غمّى و كربى و همّى كما كشفت عن نبیك 9 همّه و غمّه و كربه و كفیته هول عدوّه فی هذا المكان » (اى فریادرس اندوهگینان و اى اجابت‏كننده دعاى بى‏چارگان غم و اندوه و حزن من را بر طرف كن همان طورى كه غم و اندوه و حزن را از پیامبرت9 بر طرف نمودى و او را از هول و وحشت دشمنش در این مكان كفایت فرمودى.) [35] مشاهده می‌شود که امام7 دعای زائر برای خود در نزد بقاع متبرکه را به او متذکر شده است و این به آن دلیل است که دعای انسان در زمان زیارت در موقعیت مستجاب شدن قرار دارد.

 

2-7. پرستش خدای تعالی و هدف داری زندگی

خدای متعال هدف از خلقت بشر و آفرینش او را «معرفت نسبت به خدای تعالی» و «عبادت خدا» معرفی کرده است، چنان که می‌فرماید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُون‏»؛ (الذاریات: 56) "و جنّ و انس را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند." و در حدیث قدسی است که: «كنت كنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لاعرف» [36] (یعنی من پیش از خلقت عالم گنجی مخفی بودم و دوست داشتم که شناخته شوم. پس خلایق را خلق کردم تا مرا بشناسند.) در میان مخلوقات نیز عشق و علاقه به معبود هستی و حس خدا پرستی که در فطرت و سرشت همه انسان‌ها ساری و جاری است، انسان را به پرستش معبود خود سوق داده است. این حس، گرچه به دلیل برخی کج فهمی‌ها در برخی موارد از مسیر شایسته خود خارج شده است و در طول تاریخ بسیاری از شناخت صحیح معبود حقیقی خود در انحراف به سر برده‌اند، اما به هر صورت نشان دهنده عشق و علاقه فطری انسان به معبود خود و تمایل جهت پرستش اوست. باز تاریخ شاهدی بر آن است که عدم وجود معبودی شایسته که انسان جلب رضایت او را مرجع تلاش‌های خود بداند، انسان را به پوچی و نهلیسم رسانده است و اساس زندگی فردی و اجتماعی او در دنیا و همچنین زندگی سعادت مندانه او در سرای آخرت را به مخاطره کشانده است.

با وجود واقیعت فوق، آنچه در بقاع متبرکه انجام می‌گیرد در راستای برآورده ساختن هر دو بعد نیاز انسان، یعنی حس پرستش، و هدفداری زندگی است. زائر در زیارت بقاع متبرکه هم به تکریم انسان‌هایی می‌پردازند که زندگی خود را فدای آرمان خود که همان جلب رضای خدای تعالی است ساخته‌اند و یا مکان‌هایی را احترام می‌کند که جزو شعائر الهی به حساب آمده و در آنجا نیز هر چه هست توجه به خدای تعالی است. به عنوان مثال زائر در حرم شریف حضرت حسین بن موسی7 به تکریم چنین بزرگواری می‌پردازد که زندگی خود را چونان اجدادش وقف جهاد فی سبیل الله نموده است و یا در زیارت مکانی مانند جمکران به فعالیت‌ها و اعمالی می‌پردازد که سرتاسر آن عبودیت و خضوع در پیشگاه معبود خود است.

در چنین مکان‌هایی است که انسان گرفتار در بند زندگی دنیوی، هداف­داری زندگی را بهتر درک خواهد نمود و با تفکر در احوال آل­البیت: و ذراری پاک آنان و چگونگی حیات و ممات آنان در خواهد یافت که زندگی دنیا بدون هدف نیست و معنای آیه «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَینا لا تُرْجَعُونَ» (المؤمنون: 115) "آیا پنداشتید كه شما را بیهوده آفریده‏ایم و اینكه شما به سوى ما بازگردانیده نمى‏شوید؟" را بهتر درک خواهد نمود. این مکان­های مقدس به انسان نشان می‌دهند که دنیا با تمام اشتغالاتش و تمام دغدغه‌هایش نه در بیرون خود، بلکه در درون خود، هدفی را دنبال می‌کند و آن آزمودن انسان است: « وَ هُوَ الَّذی جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیبْلُوَكُمْ فی‏ ما آتاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَریعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحیمٌ » (الانعام: 165) "و اوست كسى كه شما را در زمین جانشین [یكدیگر] قرار داد، و بعضى از شما را بر برخى دیگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. آرى، پروردگار تو زود كیفر است، و [هم‏] او بس آمرزنده مهربان است." بقاع متبرکه سرشار از چنین نشانه‌هایی‌اند که انسان زائر در زیارت خود با تفکر در حقیقت و فلسفه وجودی بقاع متبرکه به آنان آگاهی خواهد یافت. در نتیجه باید گفت بقاع متبرکه مراکزی هستند که پرستش خدای تعالی و عبودیت او و هدفداری زندگی را برای انسان به ارمغان می‌آورند.

 

2-8. برخورداری از برکات وجودی شجره طیبه

ذریه پیامبر اکرم9 مصداق شاخ و برگ و میوه شجره طیبه‌ای اند که قرآن کریم از آن‌ها یاد کرده است: « أَ لَمْ تَرَ كَیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كلَمَةً طَیبَةً كَشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فىِ السَّمَاءِ تُؤْتىِ أُكُلَهَا كلُ‏ حِینِ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَ یضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَذَكَّرُونَ » (ابراهیم: 24-25) "آیا ندیدى خدا چگونه مَثَل زده، سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ریشه‏اش استوار و شاخه‏اش در آسمان است؟ میوه‏اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‏دهد. و خدا مَثَلها را براى مردم مى‏زند، شاید كه آنان پند گیرند."

در کتاب شریف معانی الاخبار به سند خود از جابر جعفی نقل مى‏كند كه گفت: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی الْبَاقِرَ7 عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- كَشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ. تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها قَالَ أَمَّا الشَّجَرَةُ فَرَسُولُ اللَّهِ ص وَ فَرْعُهَا عَلِی7 وَ غُصْنُ الشَّجَرَةِ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ ثَمَرُهَا أَوْلَادُهَا7 وَ وَرَقُهَا شِیعَتُنَا ثُمَّ قَالَ7 إِنَّ الْمُؤْمِنَ مِنْ شِیعَتِنَا لَیمُوتُ فَیسْقُطُ مِنَ الشَّجَرَةِ وَرَقَةٌ وَ إِنَّ الْمَوْلُودَ مِنْ شِیعَتِنَا لَیولَدُ فَتُورِقُ الشَّجَرَةُ وَرَقَة » [37] (از حضرت باقر7 معنى قول خداى عزّ و جلّ: كَشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها ـ مانند درخت پاكى كه ریشه آن در زمین محكم و پابرجا باشد، و شاخه آن از بس بلند است سر به جانب آسمان كشیده، در هر زمان كه خدا حكم نموده به ثمردادن، ثمر خود را مى‏دهد، و به اراده و تكوین آفریدگار میوه خود را مى‏دهد ـ را پرسیدم، فرمود: امّا آن درخت، پیامبر خدا9، و شاخه آن، علىّ7 و جوانه شاخه آن درخت، فاطمه دخت رسول خدا9 و میوه آن اولاد او، و برگش شیعیان ما هستند، آنگاه فرمود: هر گاه مؤمنى از شیعیان ما بمیرد، از آن درخت برگى مى‏افتد، و چون نوزادى از شیعیان ما متولّد شود، آن درخت برگى آورد.) این روایت از نمونه‏هاى تطبیقى كلى بر مصداق است، یعنى خاندان نبوت و پیروانشان، یكى از مصادیق شجره طیبه هستند. [38]

انسان با پیروی از این شجرة طیبه و توجه به آن‌ها به آنچه که شایسته مقام انسانی است دست خواهد یافت؛ زیرا همان گونه که اصل «طیّب» به معنای آن چیزی است كه حواس آدمی و نفس او از آن لذّت میبرد و همان گونه که پاك كردن چیزی را استطابه گویند كه این پاك كردن موجب دلچسبى آنست. [39] زیارت این شجره طیبه و آنچه مطعق به آن‌ها است موجب التذاذ نفس انسان و وجود او می‌شود و روح و روان آدمی را جلا خواهد بخشید.

این خاندان همان خصوصیاتی که در شجرة طیبه وجود دارد را دارا هستند؛ با طراوت و سرزنده‌اند و بی روح و جامد نیستند، انسان را از وجود خویش بهره‌مند می‌سازند؛ از هر نظر منظره‏اش پاكیزه، میوه‏اش پاكیزه، شكوفه­اش پاكیزه، سایه‏اش پاكیزه، و نسیمى كه از آن برمى‏خیزد نیز پاكیزه است و داراى نظام حساب شده‏اى است. ریشه‏اى دارد و شاخه‏ها و هر كدام ماموریت و وظیفه‏اى دارند، اصولا وجود «اصل» و «فرع» در آن، دلیل بر حاكمیت نظام حساب شده‏اى بر آن است. «اصل و ریشه آن ثابت و مستحكم است» و طوفان­ها و تند بادها نمی‌توانند آن را از جا بركنند. [40]

پربار است نه همچون درختانى كه میوه و ثمرى ندارند و"میوه خود را مى‏دهد" (تُؤْتِی أُكُلَها) اما نه در یك فصل یا دو فصل، بلكه در هر فصل، یعنى "هر زمان" كه دست به سوى شاخه‏هایش دراز كنى محروم بر نمى‏گردى (كُلَّ حِینٍ)؛ میوه دادن او نیز بى‏حساب نیست بلكه مشمول قوانین آفرینش است و طبق یك سنت الهى و "به اذن پروردگارش" این میوه را به همگان ارزانى مى‏دارد (بِإِذْنِ رَبِّها).

روشن است که زیارت امام‌زادگانی که در بقاع متبرکه مدفون هستند و مصداقی از شجره طیبه به شمار می‌روند و همان میوه‌ها و شاخ و برگ درخت رسالت و امامت‌اند، زیارت حرم چنین شجره‌ای که انسان را به انحاء مختلف از برکات معنوی بهره مند می‌سازد، امری ضروری، شرعی و عقلائی است. برکاتی که در زیارت حرم امامان و فرزندان آن بزرگواران: وجود دارد و با انجام آن رضای خدا تحصیل می‌شود و انسان بدین وسیله در جبهه حق علیه باطل قرار می‌گیرد، سبب نجات انسان از گرفتاری‌های روز قیامت است. در روایتی از پیامبر اكرم‏9 نقل شده است که فرمودند: « مَنْ زَارَنِی أَوْ زَارَ أَحَداً مِنْ ذُرِّیتِی زُرْتُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ فَأَنْقَذْتُهُ مِنْ أَهْوَالِهَا » [41] (هر كس‌ مرا یا یكى ازفرزندان‌ مرا‌ زیارت كند روز قیامت او را مـلاقات مـى‏كنم و از وحشت‏هاى آن روز نجات‏مى‏دهم).

امام صادق‏7 در باره فضیلت زیارت بارگاه‏روحانى و ملكوتى فاطمه معصومه3 ‏مى‏فرماید: « إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِی تُسَمَّى فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ » (همانا برای خداوند حرمی است و آن مکه است و برای رسول خدا حرمی است و آن مدینه و برای امیر المؤمنین حرمی است و آن کوفه و برای ما [اهل بیت] حرمی است و آن سرزمین قم است و به زودی زنی از فرزندان من در آنجا دفن خواهد شد که نام او فاطمه است. هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب می‌شود. [42] بنابر این روشن می‌شود که زیارت قبور شجرة طیبه نبوت سرشار از برکاتی است که انسان زائر در زیارت خود می‌تواند از آن‌ها بهره گیرد و در جهت سعادت خود از آن‌ها بهره گیرد.

 

2-9. بعد سیاسی زیارت بقاع متبرکه

زیارت بقاع متبرکه و زیارت‌نامه­ها و ادعیه‌هایی که مخصوص آن‌هاست، سرشار از موضع گیری سیاسی است. در هر کلام از این زیارت‌نامه­ها مقابل جبهه باطل موضع‌گیری شده است.

به عنوان نمونه اینکه زائر در ذکر زیارت‌نامه شهادت می‌دهد که: « أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اتَّبَعْتَ الرَّسُولَ وَ تَلَوْتَ الْكِتَابَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ وَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِه... ». [43] تفسیر هر یک از این امور و اقرار زائر بر وجود تمام آن‌ها در زمان حیات مزور، موضع گیری سیاسی زائر را مشخص می‌سازد و با بزرگ دانستن این امور، اذعان می‌کند که او نیز در حیات خود این­گونه خواهد بود.

در حقیقت زائر با ذکر زیارت‌نامه اقرار می‌کند که با چنین دیدگاهی است که وی عزم زیارت آن بزرگواران را کرده است و او خود نیز موافق آن موضع گیری‌ها بوده و در همین صراط گام بر خواهد داشت. او بیان می‌دارد که اگر جبهه‌ای مخالف آنچه او با ذکر زیارت‌نامه حق و بزرگ شمرده است، سعی در براندازی جبهه حق کند، به مقابله با آن‌ها می‌پردازد و همان گونه که مزور زندگی خود را در این مسیر گذاشته و جان خود را فدای آن آرمان و مسیر کرده است، حال در وضعیت کنونی نیز اگر چنان موقعیتی پیش آید، زائر نیز همان رفتار مزور را انجام خواهد داد.

یا اینکه در فرازی از زیارت امام حسین7در روز عاشورا می‌خوانیم «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم... ». روشن است که زائر با قرائت این فراز و فراز‌های مشابه، به پشتوانه اعتقادا خود، موضع گیری سیاسی خود را در مقابل جبهه باطل روشن ساخته است.

اهمیت بعد سیاسی زیارت مزار شریف به حدی است که در زمینه زیارت پیامبر اکرم9 آمده است که بر عهده امام مسلمانان است که مردم را وادار به زیارت پیامبر اکرم9 کند و به فتوای فقهای امامیه و به استناد برخی روایات‌ معتبر و مورد اعتماد، در صـورتی کـه مـردم زیارت پیامبر9 را‌ ترک‌ کنند، امام و نظام اسلامی، باید آنان را وادار به زیـارت آن حـضرت کند. شیخ صدوق‌; نقل می‌کند که امام صادق7 فرمودند: « لَوْ أَنَّ النَّاسَ تَرَكُوا الْحَجَّ لَكَانَ عَلَى الْوَالِی أَنْ یجْبِرَهُمْ عَلَى ذَلِكَ وَ عَلَى الْمُقَامِ عِنْدَهُ وَ لَوْ تَرَكُوا زِیارَةَ النَّبِی 9 لَكَانَ عَلَى الْوَالِی أَنْ یجْبِرَهُمْ عَلَى ذَلِكَ وَ عَلَى الْمُقَامِ عِنْدَهُ ». [44] این روایت نشان می‌دهد که زیارت پیامبر و عـمل بـه این تکلیف الهی، گر چه بر مردم واجب کفایی است ولی حکومت اسلامی نـیز در‌ ایـن‌ راسـتا تکالیف و وظایف حکومتی دارد که نباید از آن شانه خالی کند و همانگونه که نظام سیاسی اسلام در مورد تـعطیل نشدن حج وظیفه دارد، در مورد زیارت‌ پیامبر‌9 نیز چنین است.

مشاهده می‌شود که در این روایت از دیگر احکام سیاسی دربـاره قـبر پیـامبر خدا9 آن است که اگر اطراف قبر پیامبر خلوت و تهی از سکنه شد واجب کفایی اسـت‌ کـه‌ عـده‌ای‌ به اقامت در اطراف مضجع‌ شریف‌ آن‌ حضرت و حفاظت و نگهبانی و پر رونق کردن آن اقـدام کـنند و چنانچه برای انجام این تکلیف داوطلب یافت نشد، بر‌ پیشوای‌ مسلمین است که گروهی را وادار به انـجام‌ ایـن‌ تکلیف الهی کند، اگر چه به نوبت بوده و به طور دائمی نـباشد و مـانع از این گردد که‌ اطراف‌ روضه‌ مبارکه آن حـضرت خـلوت شـود و خطری توسط بدخواهان آن‌ را تهدید کند. طـبق این حـدیث شـریف، بـیت الله الحرام و قبر النبی9 از جهت تـعطیل‌ نـشدن‌ و شلوغ بودن اطراف آن‌ها، همسان یکدیگرند و حمایت و حراست از آن‌ها‌ و مردم‌ را به سـمت آن‌ها گسیل دادن، از وظایف اصلی و اساسی نـظام اسلامی است. [45] حتی در ادامه این روایت به دلیل اهمیت این مسأله آمده است که «فَإِنْ لَمْ یكُنْ لَهُمْ مَالٌ أَنْفَقَ عَلَیهِمْ مِنْ بَیتِ مَالِ الْمُسْلِمِین‏» (اگر[کسانی که حاکم آن‌ها را مجبور به سکونت در نزد قبر پیامبر9 می‌کند] دارای مالی نیستند، باید از بیت المال مسلمین به آن‌ها انفاق کند).

 

3. معرفت دینی، بارزترین شاخصه «زیارت‌نامه»

در پایان این تحقیق لازم است این مطلب نیز تبیین شود که بارزترین شاخصه زیارت‌نامه‌ای که در حرم شریف امام‌زادگان قرائت می‌شود، معرفت دینی است. این زیارت‌نامه که از سید بن طاوس نقل شده است به این صورت است که چون انسان قصد زیارت یکی از امام‌زادگان را کند باید بر سر قبر او بایستد و بگوید:

« اَلسَّلامُ عَلَیكَ اَیهَا السَّیدُ الزَّكِىُّ، الطَّاهِرُ الْوَلِىُّ، وَالدَّاعِى الْحَفِىُّ، اَشْهَدُ اَنَّكَ قُلْتَ حَقّاً، وَنَطَقْتَ‏ حَقّاً وَصِدْقاً، وَدَعَوْتَ اِلى‏ مَوْلاىَ وَمَوْلاكَ عَلانِیةً وَسِرّاً، فازَ مُتَّبِعُكَ، وَنَجى‏ مُصَدِّقُكَ، وَخابَ وَخَسِرَ مُكَذِّبُكَ، وَالْمُتَخَلِّفُ عَنْكَ اِشْهَدْ لى بِهذِهِ الشَّهادَةِ لِأَكُونَ مِنَ الْفائِزینَ بِمَعْرِفَتِكَ وَطاعَتِكَ، وَتَصْدیقِكَ‏ وَاتِّباعِكَ، وَالسَّلامُ عَلَیكَ یا سَیدى‏ وَابْنَ سَیدى‏ اَنْتَ بابُ اللَّهِ الْمُؤْتى‏ مِنْهُ، وَالْمَاْخُوذُ عَنْهُ، اَتَیتُكَ زائِراً، وَحاجاتى‏ لَكَ مُسْتَوْدِعاً، وَها اَ نَا ذا اَسْتَوْدِعُكَ دینى‏ وَاَمانَتى‏ وَخَواتیمَ عَمَلى‏، وَجَوامِعَ اَمَلى‏ اِلى‏ مُنَتَهى‏ اَجَلى‏، وَالسَّلامُ عَلَیكَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ »: "سلام بر تو اى آقاى‏ پاك و پاكیزه و سرور من و اى دعوت كننده (به حق) به مهربانى، گواهى دهم كه تو حق گفتى و به حق و راستى سخن كردى و (مردم را) آشكارا و نهان بسوى مولاى من و مولاى خودت دعوت فرمودى رستگار شد پیرو تو و نجات یافت تصدیق كننده‏ات و نومید و زیانكار شد تكذیب كننده‏ات و آنكس كه با تو مخالفت كرد گواه باش براى من‏ این گواهى را تا من بوسیله معرفت و اطاعت تو و تصدیق و پیروى كردنت‏ از زمره رستگاران باشم و سلام بر تو اى آقاى من و اى فرزند آقاى من توئى درگاه خدا كه از آن درآیند و (معالم دین را) از آن بگیرند آمده‏ام به درگاهت براى زیارت و حاجتهاى خود را به تو سپرده‏ام و من اكنون به تو مى‏سپارم مذهبم و امانتم و سرانجام كارهایم و همه آرزوهایم را تا پایان عمرم و بر تو باد سلام و رحمت خدا و بركاتش."

با تدبر در این زیارت‌نامه‌ها، درخواهیم یافت که زائر مواردی را بیان می‌کند که فلسفه زیارت او از مزور را بیان می‌کند؛ روح حاکم در تمام واژگان و جملات این زیارت‌نامه‌ها آنست که زائر با ذکر زیارت‌نامه، بیان می‌دارد که زیارت او بدون شناخت و از سر تقلید کورکورانه نیست بلکه به سبب آگاهی بر معارفی است که او بدان‌ها علم و آگاهی و اعتقاد دارد و از این رو است که به این عمل اقدام نموده است. در زیر به تبیین مختصری از فرازهای این زیارت‌نامه می‌پردازیم تا شاخصه‌های معرفتی این زیارت‌نامه اندکی تبیین شود:

الف . زائر در اولین سخن با ذکر سلام که سخن بهشتیان است به بیان شناخت خود از مزور بزرگوار می‌پرازد و او را وجود پاک و پاکیزه‌ای می‌داند که وی او را سرور خود می‌داند، سروری که دعوت کننده به سوی مهربانی است.

ب. پس از گواهی دادن بر اینکه امامزاده بزرگوار وجودی پاک و پاکیزه داشته است که در زمان حیات خود در راه سعادت حقیقی انسان‌ها تلاش نموده است، زائر گواهى می­دهد که مزور آنچه در طول حیات خود بدان اقدام کرده است سخن حق بوده است. در نتیجه با این شهادت با او موافقت کرده و خود را نیز در جبهه او قرار می‌دهد و همان راهی که او سپری کرده است را به عنوان راه شایسته خود در زندگی می‌پذیرد.

ج. فراز دیگر زیارت‌نامه به این امر می‌پردازد که امام‌زاده عظیم الشأن در حیات خود مردم را آشکارا و نهانی به سوی خدای تعالی دعوت نموده است و با ذکر «وَدَعَوْتَ اِلى‏ مَوْلاىَ وَمَوْلاكَ» بیان می‌دارد که امری که مرا در اینجا حاضر ساخته است مسیری است که شما انتخاب کردید و در تمام حالات مردم را به سوی همان مولایی که من نیز آن را به حق مولای خود می‌دانم دعوت کرده‌اید. زائر در این فراز، هدف خود و مزور را یکی می‌داند و بیان می‌دارد که در این دعوتی که انجام دادید کسانی که از شما پیروی نمودند رستگار شدند و من نیز از زمره همان کسان هستم پس امید است که من نیز از عذاب آتش نجات یابم چرا که دعوت شما را لبیک گفته و هم اکنون نیز با زیارت شما و اقرار به این زیارت‌نامه به این عقیده عمل نموده‌ام.

د. زائر بیان می‌دارد که من از زمره کسانی که با تکذیب دعوت و مسیری که شما در حیات خود انتخاب و تبلیغ نمودید نسیتم، در نتیجه جزو گمراها و نا امیدان و زیانکاران نیستم.

هـ. زائر با این اقرار، گواهی به صحت و حق بودن مسیری که مزور انتخاب نموده است می‌دهد و خود را در زمره پیروان او قرار می‌دهد و او را در پیشگاه خدای تعالی شاهد این ادعا می‌گیرد تا به وسیله این معرفتی که به دست آورده است و با استعانت به اطاعت، تصدیق و پیرویی که با رفتار مطابق آموزه‌های دین ـ که همان مسیری است که مزور با سنت فعلی و عملی خود آن را معرفی نموده است ـ انجام می‌دهد و تصدیق و پیرویى که انجام می‌دهد از زمره رستگاران باشد.

و. زائر در فراز بعدی همان گونه که زیارت خود را با سلام آغاز نموده بود، با ذکر سلام به پایان می‌برد و علت روی آوری خود به حرم شریف را بیان می‌دارد و بدین وسیله علت و فلسفه زیارت خود را تبیین می‌کند. زائر، مزور را از سلسله کرامی می­داند که وسیله تقرب به خدای تعالی هستند و معالم دین از سرچشمه علم آن‌ها فرا گرفته می­شود.

ی. در پایان زائر خواسته‌های خود را بیان می‌دارد. از مزور می‌خواهد که در درگاه خدای تعالی وسیله برآورده شدن حاجت‌هایش، صحت سرانجام کارهایش و سرانجام سعادتمند آروزهایش تا پایان عمر باشد و برای مزور برترین سلام و رحمت و برکات را که از جانب خدای تعالی باشد، درخواست می­کند.

با اندک تفصیلی که صورت گرفت، روشن است که در سرتاسر زیارت‌نامه‌ها آنچه هست، سراسر معرفت دینی و حقیقی است و زائر با بیان آن‌ها به شناخت این معارف اذعان می‌کند و دلیل روی آوردن خود به امامزاده را ذکر می‌کند.

 

نتیجه

در شناخت «فلسفه زیارت بقاع متبرکه با توجه به آثار دنیوی و اخروی آن» باید گفت آثار زیارت بقاع متبرکه در راستای دستیابی به زندگی سعادت مندانه در حیات دنیوی و بهره‌گیری از مواهب الهی در سرای آخرت است. زیارت بقاع متبرکه، به دلیل تأکیدات صورت گرفته از جانب پیشوایان مذهب مبنی بر اهتمام به بقاع متبرکه و بهره گیری از برکات وجودی آن‌ها در جامعه اسلامی همواره مورد اهتمام مسلمانان و به خصوص شیعیان بوده است. فلسفه این‌گونه اهتمام را باید از یک طرف در عرصه مباحث اصولی و کلامی و عرصه مباحث اخلاقی و عرفانی جستجو نمود و از طرف دیگر فلسفه آن را باید در آثار و فواید دنیوی و اخروی آن مورد بررسی قرار داد. این دو عرصه پاسخ روشنی را برای مخالفین زیارت بقاع متبرکه به دست خواهند داد و «فلسفه صحت عملِ زیارت بقاع متبرکه» را روشن‌تر می‌سازند.

مخالفین زیارت بقاع متبرکه، سه مسأله را در پاسخ به زیارت بقاع متبرکه مطرح کرده‌اند: 1. بوسیدن قبر و ضریح اولیای دین را مصداق شرک می‌دانند 2. اعتقاد شیعه به توسل را مخالف با اصل توحید می‌ دانند. 3. اعتقاد به شفاعت را اعتقادی باطل می‌دانند و شیعه را به خاطر این سه مسأله مشرک می‌دانند. پاسخ به این دلایل به ترتیب آنست که: 1. بوسیدن قبر اهل البیت: و فرزندان آنان شرک نیست زیرا فاعل این کار آنان را شریک خدا ندانسته، بلکه آنان را شخصیت­هایی دارای شرافت و منزلت نزد یگانه خالق و مدبر جهان می‌دانند. عمل زائر به پشتوانه روایات اسلامی است که در آن‌ها، ضمن اجتماعات مذهبی، زیارت حرم ائمه معصوم: و اولیاء و بزرگان دین و مکان‌های متبرکه مورد تأکید قرار گرفته است. 2. توسل به اولیای دین جزو حقایق دینی است که در آن زائر واسطه‌ای میان خود و خدای تعالی قرار می‌دهد چرا که خدای تعالی تأثیر گذاری مادی و معنوی برای غیر خود را در عالم موجودات قرار داده است که به اذن خداوند می‌توانند در سرنوشت انسان‌ها تأثیر گذار باشند. 3. هرگاه حقیقت شفاعت را دعای شافع در حق استشفاع کننده بدانیم، روشن می‌شود که این امر حقیقتی دینی و برآمده از قرآن کریم و متون روایی است و كسانى كه به اهل شفاعت متوسل مى‏شوند كارشان بدون دلیل نیست.

اما فلسفه زیارت بقاع متبرکه را در آثار دنیوی و اخروی آن نیز باید مشاهده نمود، چرا که وجود چنین مکان‌هایی موجب اهتمام بیشتر به نمادها و متون مذهبی خواهد شد و وجود این مکان‌ها می‌تواند تا حدود زیادی مانع تحریف عقاید و کتب مقدس از تحریف شود. از دیگر فواید وجود بقاع متبرکه در جامعه اسلامی می‌توان به «اتحاد و یکپارچکی جامعه تحت لوای بقاع متبرکه»، «حفظ قداست شعائر دین»، «معرفی الگو‌های شاخص به جامعه»، «شناخت مکتب»، «زیاد شدن محبت و دوستی»، «برآورده شدن دعا»، «پرستش خدای تعالی و هدف داری زندگی»، «برخورداری از برکات وجودی شجره طیبه»، «بعد سیاسی زیارت بقاع متبرکه» اشاره کرد. همچنین با بررسی متون زیارت‌نامه سفارش شده برای قرائت در هنگام زیارت بقاع متبرکه، آنچه روشن می‌شود «معرفت دینی» است که باید آن را به عنوان بارزترین شاخصه «زیارت‌نامه» برشمرد.

 

فهرست منابع

1.          قرآن کریم، ترجمه محمد مهدى‏ فولادوند، ناشر: دار القرآن الكریم (دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامى)، تهران‏1415ق‏، چاپ: اول‏.

2.          ابن قولویه قمى، ابو القاسم، جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور‏، كامل الزیارات‏، ناشر: مرتضوى‏، نجف‏، 1356ق‏، چاپ: اول‏.

3.          اخوان الصفا (1412ه)، رسائل، 4 جلد،، با مقدمه بطرس البستانی، بیروت، الدر الاسلامیة ، (نرم افزار کتابخانه حکمت اسلامی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، مؤسسه خدمات کامپیوتری نور)، ج1و3.

4.          الصدوق ابی جعفر محمدبن بابویه، الخصال‏، ناشر: جامعه مدرسین‏، قم‏، 1362ش‏، چاپ: اول‏.

5.          الصدوق، ابو جعفر، محمد بن على بن حسین بن موسى بن بابویه‏، معانی الأخبار، ناشر: جامعه مدرسین‏، قم‏، 1403ق‏، چاپ: اول‏.

6.          الصدوق، ابو جعفر، محمد بن على بن حسین بن موسى بن بابویه‏، من لا یحضره الفقیه‏، ناشر: جامعه مدرسین‏، قم‏، 1404ق، چاپ: دوم‏.

7.          جعفر پیشه فرد، مصطفی، فقه و فلسفه سیاسی زیارت پیامبر اعظم9، فصلنامه حکومت اسلامی، 1386، شماره 43.

8.          جعفری، یعقوب، بزرگداشت اولیای خدا، تهران، نشر مشعر، ۱۳۷۲، ص 109.

9.          حقانی زنجانی، حسین، زیارت اهل قبور از دیدگاه پیشوایان اسلام و آثار آن، مجله درس‌هایی از مکتب اسلام، تیر ماه 1382، شماره 4.

10.       راغب اصفهانى حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن‏، ناشر: دارالعلم الدار الشامیة ، دمشق بیروت‏، 1412ق‏، چاپ: اول‏.

11.       ربانی گلپایگانی، علی ، وهابیان و توحید ربوبی ، سراج منیر ، پاییز و زمستان 1391- شماره 7 و 8 .

12.       رجبی، حسین ، بررسی دیدگاه محمدبن عبدالوهاب درباره شرک و مشرک، مجله سراج منیر، بهار 1391، شماره 5.

13.       سبحانی، جعفر، آثار سازنده زیارت از دیدگاه قرآن و سنت، مجله درسهایی از مکتب اسلام، مهر 1387، شماره 569

14.       طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان‏ فی تفسیر القرآن، مترجم: سید محمد باقر موسوى همدانى، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، 1374ش‏، چاپ: پنجم‏.

15.       عطاردى‏، عزیز الله، مسند الإمام الرضا7‏، آستان قدس (كنگره)، مشهد، چاپ: 1406 ق‏، چاپ: اول‏.

16.       فیروز آبادى، سید مرتضى، ‏ فضائل الخمسة من الصحاح الستة ، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، 1392 ق‏، چاپ: دوم‏.

17.       قرائتى محسن‏، تفسیر نور، ناشر: مركز فرهنگى درسهایى از قرآن‏، تهران‏، 1383ش‏، چاپ: یازدهم‏.

18.       قرشى سید على اكبر، قاموس قرآن‏، ناشر: دار الكتب الإسلامیة ، تهران‏، 1371ش‏، چاپ: ششم‏.

19.       کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب‏، الكافی‏، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، 1362ش‏، چاپ: دوم‏.

20.       کوثری، عباس، فلسفه زیارت، مجله فرهنگ کوثر، 1376 شماره1.

21.       گیلانى، ‏عبد الرزاق، ترجمه مصباح الشریعة (منسوب به امام صادق7)، ناشر: پیام حق‏، تهران‏، 1377ش، چاپ: اول‏.

22.       مجلسى، مولى محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ناشر: اسلامیه‏، تهران، بی تا.

23.       محمدی، فاطمه محمدی، نقد و بررسی اعتقاد وهابیت در زمینه زیارت قبور، توسل، شفاعت، سایت http://ghodsiye-behshar.kowsarblog.ir

24.       مراغى، احمد بن مصطفى‏، تفسیر المراغى‏، ناشر: داراحیاء التراث العربى‏، بیروت‏.

25.       مكارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، ناشر: دار الكتب الإسلامیة ، تهران‏، 1374ش، چاپ: اول‏.

26.       مناقب، سید مصطفی ، بررسی مسأله توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اولیای دین از منظر قرآن و روایات فریقین، تحقیقات اسلامی،   بهار 1386 - شماره 63

27.       موسوی قزوینی، محمدحسن، فرقة وهابّی و پاسخ به شبهات آن، ترجمۀ علی دوانی، بی‌جا، چاپ چهارم، 1389هـ ش.

28.       همّتی، همایون، نقد و تحلیلی بر وهابیّگری، مرکز چاپ ونشرسازمان تبلیغات اسلامی، بی جا، چاپ اول، 1367 هـ ش.

 


 



[1] . کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

[2] . حسین خلف، ص176، به نقل از نگاهی بر وهابیت، ص16.

[3] . همان، ص 438.

[4] . ر. ک: رجبی، بررسی دیدگاه محمدبن عبدالوهاب درباره شرک و مشرک، ص 29.

[6] . ر. ک: بررسی مسأله توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اولیای دین از منظر قرآن و روایات فریقین، ص67.

[7] . الیاسینی، صص33-34؛ به نقل از ر. ک: کرمانی،  نگاهی بر وهابیت، ص16.

[8] . همان، صص16-17.

[9] . تفسیر المراغی، ج‏1، ص: 35.

[10] . ر. ک: المیزان، ج‏1، صص: 189-190.

[11] . الخصال؛ ج2، ص616.

[12] . در ادامه روایات دیگری مربوط به زیارت دیگر بقاع متبرکه را ذکر خواهیم کرد.

[13] . رضا استادی، 1387هـ ش، ص118. به نقل از، محمدی، نقد و بررسی اعتقاد وهابیت در زمینه زیارت قبور، توسل، شفاعت، ص3.

[14] . ر. ک: المفردات فی غریب القرآن، ص: 871؛ قاموس قرآن، ج‏7، ص: 218.

[15] . ر. ک: المیزان، ج‏10، ص: 438

[16] . همان.

[17] . برای اطلاع بیشتر در زمینه دلایل اعتقاد به توسل: ر. ک به تفاسیر آیات «الزخرف: 86؛ الانبیاء: 28؛ الحج: 32؛ یوسف: 97، النساء: 64» از تفاسیر مختلف شیعی و همچنین تفسیر المیزان، ج‏10، صص: 438-440.

[18] . ر. ک: المیزان، ج‏10، ص: 438.

[19] . سنن ترمذی، ج 4، ص 621. به نقل از: جعفری، بزرگداشت اولیای خدا، ص 109.

[20] . همایون همتی، 1367 هـ ش، ص202-201؛ به نقل از محمدی، ص4؛ برای اطلاع بیشتر در زمینه دلایل اعتقاد به شفاعت: ر. ک به تفاسیر آیات: الزخرف: 86؛ الانبیاء: 28؛ الحج: 32؛ یوسف: 97، النساء: 64؛ همچنین المیزان، ج‏10، صص: 438-440.

[21] . از جمله: مستدرك الصحیحین: ج 1 ص361 و ج 3 ص28 و 29 و ص108 و ص197 و ص199؛ مسند احمد بن حنبل: ج2، ص140؛ سنن البیهقى: ج4، ص53 و ص65 و ص69 و ص70 و ص71 و ص78؛ طبقات ابن سعد: ج 2 القسم 1 ص 31؛ اسد الغابة ابن الاثیر، ج1، ص289؛ تهذیب التهذیب ابن حجر ج 7 ص 388؛ استیعاب ابن عبد البر، ج 1 ص 81 و ص 103 و ص 206 و ص 368؛ الاصابة لابن حجر، ج 3 القسم 1 ص 11. ( ر. ک: فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج‏3، ص: 322 ).

[22] . ر. ک: فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج‏3، ص: 322 / پادشاه كشور سعودى هر سال روز عید قربان علماى فرقه‏هاى اسلامى را میهمان مى‏كند. در یكى از سال‌ها علّامه سید شرف الدین جبل عاملى (از علماى برجسته لبنانى) به مهمانى دعوت مى‏شود. علّامه همین كه وارد جلسه شد، قرآنى را كه جلد چرمى داشت به شاه هدیه كرد. شاه آن را گرفت و بوسید. علّامه گفت: تو مشرك هستى! شاه ناراحت شد كه چرا چنین تهمتى مى‏زنى؟ علّامه گفت: چون شما چرمى را بوسیدى كه پوست حیوان است و احترام به پوست حیوان شرك است! شاه گفت: من هر پوستى را نمى‏بوسم، كفش من از چرم و پوست حیوان است، ولى هرگز آن را نمى‏بوسم، این قطعه چرم، جلد قرآن قرار گرفته است. علّامه فرمود: ما نیز هر آهنى را نمى‏بوسیم، آهنى را مى‏بوسیم كه صندوق یا ضریح و درب و پنجره‏ى قبر پیامبر 9 یا امامان معصوم : باشد. شرك آن است كه ما كسى یا چیزى را در برابر خدا عَلم كنیم و براى او قدرتى مستقلّ قائل شویم، در حالى كه شیعه قدرت اولیاى خدا را مستقل نمى‏داند، بلكه قدرتى وابسته به قدرت الهى مى‏داند و اگر گنبد و بارگاهى مى‏سازد به‏خاطر آن است كه به مردم اعلام كند در این جا مرد توحید دفن شده است. كسى كه در اینجا دفن شده در راه خدا شهید گشته و فدا و فناى توحید شده است. پس گنبد و بارگاه، یعنى مركزى كه زیر آن فریاد توحید بلند است، نه مركزى در برابر مسجد. (تفسیر نور، ج‏9، صص: 106-107)

[23] . ر. ک: اخوان الصفا، ج1، ص307 و ج3، صص482-487.

[24] . مسند الإمام الرضا 7 ، ج‏2، ص: 246.

[25] . درس‌هایی از مکتب اسلام، شماره 569، ص12.

[26] . آثار سازنده زیارت از دیدگاه قرآن و سنت، ص 13.

[27] . ر. ک: الانعام: 92؛ الدخان: 3؛ آل عمران: 969؛ مریم: 31.

[28] . درس‌هایی از مکتب اسلام، ص11.

[29] . فلسفه زیارت، ص17.

[30] . همان.

[31] . تفسیر نمونه، ج‏9، ص: 55.

[32] . بحارالانوار، ج 74، ص 355.

[33] . الكافی، ج‏3، ص: 230؛ همچنین ر. ک: زیارت اهل قبور از دیدگاه پیشوایان اسلام و آثار آن، ص23.

[34] . الكافی، ج‏3، ص: 230.

[35] . كامل الزیارات، ص: 61.

[36] . مصباح الشریعة ، ص: 109.

 

[37] . معانی الأخبار، ص: 401 .

[38] . المیزان، ج‏12، ص: 63.

[39] . همان، ص: 527.

[40] . ر. ک: تفسیر نمونه، ج‏10، ص: 333.

[41] . کامل الزیارات، ص16.

[42] . بحارالأنوار، ج‏57، ص: 217.

[43] . كامل الزیارات، ص43.

[44] . من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص420.

[45] . فقه و فلسفه سیاسی زیارت پیامبر اعظم 9 ، صص 129-130.

ثبت نظر برای این مقاله
 
 
 
          

هیچ نظری به ثبت نرسیده است

 
  گروههای مقالات  



صفحه اصلی          اخبار          تصاویر          کلیپ          نرم افزار          مقالات          صوت          جستجو در سایت          ارتباط با مدیران         پرسش و پاسخ          ارتباط با ما   
کلیه حقوق متعلق به سازمان اوقاف و امور خیریه جمهوری اسلامی ایران می باشد.
Copyright 2015 © www.mfso.ir All right reserved