فرآیند مدیریت راهبردی الگوی قرآنی پیشرفت فرهنگی در بقاع متبرکه
فرهنگ، روش و شیوة زندگی مرسوم و عادت شده جامعه در عرصه­های گوناگون حیات اجتماعی است و فرهنگ قرآنی، فرهنگی نشأت گرفته از وحی و به طور خاص قرآن کریم است
 
دفعات مشاهده: 5049 •

فرآیند مدیریت راهبردی الگوی قرآنی پیشرفت فرهنگی در بقاع متبرکه

حسین شاهبازپور [1]

مهدی محمودی [2]

 

چکیده

فرهنگ، روش و شیوة زندگی مرسوم و عادت شده جامعه در عرصه­های گوناگون حیات اجتماعی است و فرهنگ قرآنی، فرهنگی نشأت گرفته از وحی و به طور خاص قرآن کریم است. این فرهنگ به منظور ورود به صحنه اجتماعی و به طور خاص سیستم فرهنگی بقاع متبرکه، نیازمند فرآیندی خاص موسوم به فرآیند مدیریت راهبردی است. این فرآیند که شامل 8 مرحله است؛ فرهنگ قرآنی را به صورت گام به گام و راهبردی در بین زائران این بقاع متبرکه نهادینه می‌کند. این سیستم در واقع فرآیندی وابسته به هم است که نبود یا اشکال در هرکدام از اجزای آن موجب نارسایی در مراحل بعدی و به طبع آن، نقص در کل سیستم می­شود.

ضرورت بحث از این حیث است که، با نظر به تأکیدهای مکرر مقام معظم رهبری (مد ظله) در خصوص اهمیت این اماکن مقدس در راستای تبدیل شدن به قطب­های فرهنگی جامعه و همچنین با توجه به اینکه در حوزه مدیریت راهبردی فرهنگی اماکن مقدس امام‌زادگان تاکنون به صورت صحیح و روشمند به این مسأله پرداخته نشده و یا به صورت ناقص پرداخته شده است؛ از این رو مشاهده می­شود در مدیریت فرهنگی این اماکن نارسایی وجود داشته و به هدف مورد نظر دست پیدا نمی‌کنیم. از این رو ضروری است ابتدا نسبت به این مراحل شناخت پیدا کرد و سپس یک به یک این مراحل به صورت صحیح اجرا شود تا نتیجه آن بنیادین شدن فرهنگ قرآنی در بین زائران این اماکن مقدس باشد.

کلیدواژه ها: مدیریت، فرهنگ، راهبرد، بقاع متبرکه، قرآن کریم.

 

مقدمه

آن‌چه در این مقاله به طور اجمال به آن پرداخته می‌شود، چگونگی مدیریت و راهبری عملی مدیریت فرهنگی قرآن بنیان در محیط فرهنگی بقاع متبرکه است. در همین راستا برای تحقق این مهم، ابتدا به بررسی و تحلیل مفهوم راهبرد و یکی از مدل‌های راهبردی مرسوم و رایج در عرصۀ «مدیریت استراتژیک» و «مدیریت سازمانی» پرداخته می‌شود. در ادامه با بررسی فرایند آن مدل راهبردی و تعریف هر یک از اجزای تشکیل‌دهندۀ آن، سعی می‌شود که الگوی مدیریت فرهنگی، مبتنی بر مدلی برآمده از آن مدل راهبردی، برای عملیاتی شدن در اماکن مقدس امام‌زادگان، پیشنهاد شود.

 

1. مفاهیم

1-1. فرهنگ

این واژه در زبان لاتین در ابتدا (از زبان کلاسیک) به صورت culture به معنای کشت و کار و پرورش به کار می­رفت. در آلمان برای اولین بار به صورت kulture به معنای جوامع بشری به کار رفت (صالحی امیری، 1386، ص19) که می‌توان آن را نزدیک­ترین معنا به معنای اصطلاحی و کنونی آن دانست.

واژة فرانسوی فرهنگ coltore ، نیز در قرون وسطی به معنای «پرستش مذهبی» و واژه coulture یا coture به معنای «مزرعه شخم زده یا بذر پاشیده» و سرانجام در قرن 18 به معنای «تربیت روح» نیز مورد استفاده قرار گرفت. در زبان­های رومیک نیز در ابتدا واژة civilization را به جای culture در معانی «بهگشت، پرورش و پیشرفت به سوی کمال» استفاده می­شد. (صالحی امیری، 1386، صص 19و 20) در زبان یونانی، واژة فرهنگ paideia به معانی «ادب»، «رشد و تربیت» و در زبان چینی واژة wen-hua به جای کولتر و تمدن استعمال می­شود. در افغانستان و تاجیکستان اصطلاح کولتر، هند واژة sabhyata ، زبان ترکی واژة کلتر، زبان روسی واژة kultura و بالأخره در زبان ایسلندی، menninz ترجمه شده است. (حسینی­پور سی­سخت، 1390، ص24) با توجه به این معانی می‌توان گفت که اصل این کلمه همان «پرورش دادن و بهبود بخشیدن» است که هم در مورد «زمین» و هم «آیین» که نوعی «پرورش و بهبود روحی» را به همراه دارد و هم پیشرفت که خاستگاه تغییر، بهبود و پرورش جوامع است رواج پیدا کرده است.

فرهنگ در زبان عربی با واژه « الثقافة » بیان می­شود. این واژه در اصل به معنای «چوب یا آهنی که آهنگر و نیزه­گر به وسیله آن شیء کج را تساوی می­بخشد»، به کار می­رفته است و سپس در معانی دیگری همچون: «تیزهوشی» ( راغب اصفهانی، 1412، ص 173)، «زیرکی»، «پیروزی»، «اخذ کردن»، «جنگ و پیکار» بن منظور، 1414، ج 9، ص19)، «پیدا کردن و مصادف شدن»‏ ( قرشی، 1386، ج 1، ص 306)، «مهارت و دانش» (مهیار، بی­تا، ص 208) توسعه مفهومی پیدا کرده است. در قرآن کریم نیز یک آیه به چشم می‌خورد که گفته شده واژه «لسان» به کار رفته در آن به معنای فرهنگ است؛ یعنی پیامبران، با فرهنگ و زبان مردم زمان خود آشنا بوده و طبق فهم آنان تبلیغ مى‏كردند: (قرائتی، 1383، ج6، ص 260) «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِه» (ابراهیم، 4)

در زبان فارسی واژة فرهنگ ‏از «فر»، که پیشوند است و «هنگ» از ریشه «ثنگ» به معنی «کشیدن» و نیز به معنی «تعلیم و تربیت» و «فرهنج» (که علم و دانش و ادب باشد) است. (دهخدا، 1377، ج 37، ص 227) و از این ریشه است واژه فارسی «هنگ» به معنای «قصد» و «آهنگ»، «هنجیدن» و «هیختن» و «انجیدن» (بیرون کشیدن و بر آوردن). (آشوری، 1381، ص25) فرهنگ در زبان فارسی در دوره­های مختلف به معانی متفاوت به کار رفته است از جمله در معانی: «ادب»، «تربیت»، «دانش»، «علم»، «معرفت»، «مجموعه آداب و رسوم»، «مجموعه علوم و معارف و هنر‌های یك قوم» آمده است. (معین، 1375، ص 2538)

اما دوره اثر گذاری این واژه بر تاریخ و تمدن بشر از زمانی شروع شد که به جوامع بشری ورود پیدا کرد و دانشمندان علوم اجتماعی به این نتیجه رسیدند که آنچه جامعه را به پیشرفت می­رساند، بهبود وضعیت اجتماعی و پرورش استعداد و توانایی مردم جامعه و نگرش اصلاحی به آداب و رسوم مردم است و نقطه آغازین آن را تعریف مردم­شناس انگلیسی به نام «ادوارد بارنت تایلور» (1837- 1917) در سال (1871م) است که برای نخستین بار فرهنگ را به عنوان کل پیچیده­ای در نظر گرفت که شامل: شناخت­ها، باورها، هنر، اخلاق، حقوق، آداب و رسوم و دیگر توانایی­های اجتماعی و عادت شده می­گردید. (آشوری، 1381، ص19) این تعریف نخستین تلاش بشر برای دستیابی به مفهوم اصطلاحی فرهنگ به شمار می‌رود و این آغازی بود برای تعاریف متفاوت دانشمندان و صاحب نظران از این واژه. در اینجا نیز به پشتوانة تعاریفی که جامعه‌شناسان و در برخی موارد دانشمندان سایر علوم ارائه داده‌اند، تعریف زیر را از فرهنگ ارائه می‌دهیم:

 «فرهنگ، روش و شیوة زندگی مرسوم و عادت شده جامعه شامل نظام وحدت یافته بینش‌ها، شناخت‌ها، پندارها، گرایش‌ها، باورها، ارزش‌ها و هنجارهای بشری ناظر به حقوق بنیادی انسان در عرصه­های گوناگون حیات اجتماعی است».

 

1-2. مفهوم راهبرد و فرایند آن

«راهبرد» یکی از مسائل مطرح و پرکاربرد در مباحث مدیریت سازمانی و مدیریت استراتژیک است که در ذیل به چیستی مفهومی آن و یکی از مدل‌های رایج و مرسوم آن در حوزه‌های یادشده، به همراه تحلیل مفهومی فرایند آن اشاره می‌گردد.

برخی معتقدند که «راهبرد»، عمل تجهیز و به‌کارگیری نیروها و توانایی‌ها در جهت دست‌یابی به هدفی معین است. در کتب لغت، «راهبرد» به معنای «استراتژی» آمده است. (انوری، 1381، ج 4، ص 3569) در واقع، معادل انگلیسی آن، «استراتژی» است. برای «استراتژی» در کاربری اصطلاحی آن، تعریف‌های متعددی ذکر شده است. برخی از نویسندگان با جمع‌آوری و بررسی این تعریف‌ها، برای ارائۀ نظر نهایی خویش در این‌باره و در نهایت تعریف آن، چنین گفته‌اند:

«گرچه ارائۀ تعریفی مختصر، گویا، روشن و جامع از استراتژی مستلزم کاربرد تمام عناصر و عواملی است که در تعاریف آن از دیدگاه‌های مختلف بیان گردید و این کار عملی و امکان‌پذیر نیست؛ ولی می‌توان دیدگاه‌ها و عوامل مشترکی را که اکثر تعریف‌کنندگان به آن اشاره کرده‌اند مورد بررسی قرار داد تا بتوان با استفاده از دیدگاه‌های مشترک، به تعریفی واحد دست یافت...

بنابراین با نتیجه‌گیری از نظر دانشمندان، هر تعریف جامع، روشن و کامل از استراتژی باید بیان‌کنندۀ مأموریت، بررسی محیط، شناخت آینده، شناخت نقاط قوت و ضعف، اهداف و تخصیص منابع به طور مشخص باشد. به بیان ساده‌تر و خلاصه‌تر، استراتژی عبارت است از تمام اقداماتی که به منظور اجرای مأموریت صورت می‌گیرد». (آهنچی، 1389، صص 360 و 361) ایشان در جای دیگر، چنین گفته‌اند: «استراتژی عبارت است از مسیری که به موازات اجرای مأموریت، ما را به سوی چشم‌انداز رهنمود می‌نماید یا به بیان دیگر؛ استراتژی مسیر حرکت به سوی چشم‌انداز را ارائه می‌دهد». (آهنچی، 1389، صص 360 و 361)

 

2. فرایند مدیریت استراتژیک

برای فرایند مدیریت استراتژیک یا راهبردی، مدل‌های متعدد و گوناگونی ارائه گردیده است که بحث‌های مفصل و خاص خود را دارند. از آن‌جایی که این مدل‌ها، طرح‌هایی برای مدیریت بهینۀ سازمان‌ها و نهادها است، در این نگاشت، یکی از مدل‌ها، به انتخاب برای راهبری عملی الگوی پیشنهادی پیشرفت در تحقیق حاضر پیشنهاد می‌شود و متناسب با قابلیت بحث و ظرفیت‌های الگوی پیشرفت، تنها به مؤلفه‌های خاصی از مدل پیشنهادی برای مدیریت این الگو در بقاع متبرکه پرداخته می‌شود.

برخی از اندیشه‌وران، فرایند مدیریت استراتژیک در سازمان را متشکل از مؤلفه‌هایی چون: مأموریت، چشم‌انداز، اهداف کلی، استراتژی‌ها، بررسی محیط خارج، بررسی محیط داخلی، اهداف کمی و سیاست‌ها می‌دانند. (آهنچی، 1389، صص 360 و 361) در ادامه به طور اجمال، به تعریف و تبیین این اجزاء پرداخته می‌شود.

 

2-1. مأموریت ( MISSION )

سازمان برای اجرای مأموریت به وجود می‌آید. به بیان دیگر، مأموریت، فلسفۀ وجودی سازمان را تشکیل می‌دهد و با اتمام مأموریت، سازمانی که برای اجرای آن تشکیل شده، از بین می‌رود. مأموریت سازمان، قبل از تشکیل سازمان و به وسیلۀ مؤسسین آن سازمان، تعیین می‌شود. بنابراین می‌توان گفت: مأموریت، منظوری است که سازمان به خاطر آن تشکیل می‌شود. برای مثال: مأموریت یک شرکت نفتی، عبارت است از تجسّس برای کشف منابع نفت، سپس حفاری، استخراج، پالایش و بهره‌برداری از آن.

 

2-2. چشم‌انداز ( VISION )

چشم‌انداز عبارت است از روشن و تعیین‌کردن افق آینده‌های دور که سازمان قصد دارد به سوی آن حرکت نماید. برای مثال: چشم‌انداز سازمان مانند فانوسی است که در اقیانوس‌ها، از گم‌شدن و بیراهه‌رفتن کشتی‌ها و ناوگان‌های دریایی جلوگیری می‌نماید. از این رو می‌توان گفت که چشم‌انداز مقوله‌ای است که بتواند حرکت سازمان را به سوی آینده هدایت نموده و از بیراهه‌رفتن سازمان جلوگیری نماید.

 

2-3. اهداف کلی ( OBJECTIVES )

این نوع اهدف که به طور معمول در سطح استراتژیک کاربرد دارند، تنها می‌توانند سمت و جهت حرکت را نشان دهند؛ ولی قادر نیستند که شدت و سرعت حرکت، نتیجه‌ای که از این حرکت عاید می‌شود و منافع و مضرات حرکت را ارائه نمایند. به همین دلیل تنها در سطح بالای سازمان مطرح‌اند و سازمان را به سوی چشم‌انداز هدایت می‌نمایند. این نوع اهداف کلی، مبهم و سؤال‌برانگیزاند. برای مثال: سازمان بهداشت و درمان می‌گوید: «هدف ما بهبود امر بهداشت و درمان است». این هدف ضمن این‌که سمت حرکت (وضعیت مطلوب) را نشان می‌دهد؛ اما نمی‌گوید چه مقدار بهبود و تا چه موقع و مانند این موارد.

 

2-4. استراتژی ( STRATEGY )

واژۀ «استراتژی» در لغت به معنای «رزم تدبیر»، «رزم‌ترفند»، «سیاست» و «حیله» آمده است. (آریان‌پور کاشانی، 1389، ص 1428) این واژه، از کلمۀ یونانی « STRATEGO »؛ یعنی، ترکیب دو کلمۀ « STRATOS »، به معنای «روش» و « EGO »، به معنای «رهبر» گرفته شده است که «هنر ژنرال‌ها» نیز معنا می‌شود و امروزه به معنای «هنر مدیران» نیز به کار می‌رود. در واقع می‌توان گفت که «استراتژی»، علم و هنر متعادل‌کردن متغیرهای داخل و خارج سازمان، برای اجرای مأموریت است.

 

2-5. بررسی محیط خارج ( EXTERNAL ENVIRONMENT )

محیط خارج سازمان عبارت است از مجموعه عوامل و متغیرهایی که در محیط خارج سازمان وجود دارد و سازمان و رفتار آن را در طول زمان، تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ اما در کنترل سازمان نیست؛ برای مثال: محیط رقابتی، محیط مورد علاقه، محیط سیاسی، محیط تکنولوژیکی، محیط اقتصادی، محیط اجتماعی و مانند این موارد. شناخت محیط خارج، از آن جهت اهمیت دارد که سازمان را از غافل‌گیرشدن بر حذر می‌دارد و سازمان با شناخت تهدیدات سعی می‌کند که آن را خنثی یا اثرات آن را کم و قابل تحمل نماید و از طرفی با شناخت فرصت‌ها بتواند آن‌ها را در جهت تحقق هدف‌های سازمان مورد استفاده قرار دهد.

 

2-6. بررسی محیط داخلی ( ENTERNAL ENVIRONMENT )

محیط داخلی عبارت است از مجموعۀ متغیرها و عواملی که رفتار سازمان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و در اختیار سازمان‌اند؛ یعنی سازمان می‌تواند آن عوامل را تقویت یا تضعیف یا خنثی کند و به هر شکلی که می‌خواهد در بیاورد. عوامل داخلی شامل: نیروی انسانی، تولید، بازاریابی، تعمیر و نگه‌داری، امور اداری، امور مالی، امور لجستیکی و مانند آن است. بنابراین می‌توان گفت که منظور از بررسی محیط داخل، شناخت منابع، نقاط ضعف، نقاط قدرت و محدودیت‌ها است.

 

2-7. اهداف کمی ( GOALS )

هدف عبارت است از نتیجه‌ای که در نظر است در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت تحقق یابد. بنابراین باید به طور آشکار و روشن، معلوم و مشخص شود. این نوع هدف، به طوری که از عنوان آن پیدا است، باید قابل شمارش، قابل مشاهده، قابل لمس، واقع‌بینانه و قابل برنامه‌ریزی باشد. از این رو با مشخصاتی که این نوع هدف در بر دارد، در تمام بدنۀ هر سازمان، مورد استفاده قرار می‌گیرد. این اهداف در سطح کل سازمان تعیین، سپس به بخش‌ها و بعد از آن به قسمت‌ها و ادارات تعمیم داده می‌شود.

2-8. سیاست‌ها ( POLICIES )

سیاست یا خط مشی را می‌توان بدین‌گونه تعبیر کرد که ابزار و وسیله‌ای است که از طریق آن می‌توان به تحقق هدف‌ها دست پیدا کرد. به بیان دیگر؛ راهنمایی است که تمام کوشش‌ها و تلاش‌ها را برای تحقق هدف‌ها، هدایت و حمایت خواهد نمود یا مسیر حرکت را به طرف هدف تعیین می‌نماید. (ر. ک: آهنچی، 1389، صص 479 ـ 476)

 

3. فرایند مدیریت راهبردی الگوی فرهنگی قرآن بنیان در آستان مقدس امام‌زادگان

آن‌چه تا کنون بیان گردید، فرایند مدیریت استراتژیک در یک سازمان بود. از آن‌جایی که تحقیق حاضر به دنبال راهی برای عملیاتی کردن الگوی فرهنگی قرآنی در محیط فرهنگی بقاع متبرکه امام‌زادگان است، ناگزیر به برخی از مؤلفه‌های طرح‌شده در فرایند پیشین، مانند: «مأموریت»، «چشم‌انداز»، «اهداف کلی»، «اهداف کمی» و «سیاست‌ها» برای راهبری عملی الگوی پیشنهادی خویش، بنا بر اقتضائات موجود آن، استناد می‌کند. از این رو می‌توان فرایند مدیریت راهبردی الگوی فرهنگی قرآن بنیان در بقاع متبرکه را در مدل زیر چنین ارائه نمود:

 

    فرایند مدیریت راهبردی الگوی فرهنگی قرآن بنیان در بقاع متبرکه

 

3ـ1. مأموریت الگو

در راستای مطالب پیشین، می‌توان گفت که مأموریت آستان مقدس امام‌زادگان، ارتقای رشد و پیشرفت فرهنگی جامعه و تبدیل شدن به قطب فرهنگی، بر اساس آموزه‌های قرآن کریم، به عنوان منبع اصیل شریعت و آخرین، کامل‌ترین، جامع‌ترین و تنها کتاب آسمانی مصون از تحریف است. به بیان دیگر؛ این الگو برای رشد و پیشرفت فرهنگی قرآن بنیان در اماکن مقدس امام‌زادگان موجودیت یافته است.

 

3ـ2. چشم‌انداز الگو

چشم‌انداز فرهنگی، در واقع بیان‌کنندۀ رشد فرهنگی، مبتنی بر اندیشۀ رشد و پیشرفت قرآنی، با استناد به مبانی معین و شاخص‌های برخاسته از آن مبانی و معطوف به یک هدف معین است. به عبارت دیگر؛ چشم‌انداز فرهنگی بقاع متبرکه امام‌زادگان ، سامان‌دهی محیط فرهنگی این اماکن بر اساس شاخص‌های فرهنگی آن الگو مبتنی بر اندیشۀ رشد و پیشرفت قرآنی و منتهی به آن است.

بر این اساس، در بقاع متبرکه الگوی فرهنگی رشدیافتۀ قرآنی، الگویی است که تمامی بخش‌های آن، چه در مناسبات ساختاری و چه رفتاری، بر اساس اصول یاد شده بنا نهاده شده باشد و مبتنی بر همین مؤلفه‌ها و در قلمرو حکومتی الهی مدیریت ‌شود.

در همین راستا در سیستم یادشده، نیروی انسانی و دستگاهی آن مشارکتی فعال و پویا، با اتکاء به هم، چه در حوزۀ اندیشه و چه در حوزۀ اقدام، معطوف به یک هدف مشخص و مبتنی بر رشد قرآنی دارند؛ به طوری‌که هر گونه خللی را در سیستم خود، قابل قبول نمی‌دانند و درصدد برخورد جدی با آن برمی‌آیند. در واقع آن‌ها یک چیز می‌خواهند و آن پیشرفت فرهنگی مبتنی بر اندیشۀ رشد قرآنی است. از این رو، از یک سو، تمامی تلاش‌ها و اقدامات آن‌ها در راستای رسیدن به آن است و از سوی دیگر، هر گونه مانعی را که بر سر راه این حرکت قرار گیرد، پذیرا نیستند و درصدد مقابله با آن بر‌می‌آیند.

 


 

3ـ3. هدف کلی

در راستای چشم‌انداز یادشده می‌توان گفت که هدف کلی در این الگو، دست‌یابی به الگوی فرهنگی پیشرفته بر اساس اندیشۀ رشد قرآنی است. به این قرار، هدف کلی را در این الگو، می‌توان چنین بیان نمود:

 «دست‌یابی به الگوی پیشرفت فرهنگی قرآن بنیان (قابل اجرا در آستان مقدس اما زادگان)، مبتنی بر اندیشۀ رشد قرآنی»

 

3ـ4. اهداف کمی

سیستم و الگوی فرهنگی جامع سیستمی باید باشد که بتواند همه شرایط و شئونات آن حوزه مورد بررسی را به طور کامل و جامع در بر داشته باشد و به اصطلاح تغذیه نماید. در بحث مورد نظر ما که مدیریت فرهنگی بقاع متبرکه است نیز وضع به همین منوال است؛ یعنی الگویی باید مورد نظر باشد که تمامی ظرفیت‌های موجود در این اماکن مقدس را در خود داشته باشد. طبیعی و ضروری است که برای تحقق فرهنگ قرآنی در این اماکن، باید هر کدام از ظرفیت­های آن مبتنی بر شاخص‌های رشد یافته قرآنی، تعریف یا بازخوانی و بازسازی شوند. از این رو، بر اساس هدف کلی مطرح شده در قسمت پیشین، می‌توان اهداف کمی در مدیریت راهبردی الگوی پیشنهادی پیشرفت فرهنگی را چنین بیان نمود:

1. دست‌یابی به الگوی فرهنگیِ اقتصادی با محوریت ارتقاء بهره­وری روشمند از شرایط اقتصادی موجود در پیرامون آستان مقدس امام‌زادگان مبتنی بر شاخص‌های رشد معطوف به اندیشۀ قرآنی پیشرفت

2. دست‌یابی به الگوی فرهنگیِ سیاسی با محوریت ارتقاء سطح سیاسی زائران مبتنی بر شاخص‌های رشد معطوف به اندیشۀ قرآنی پیشرفت

3. دست‌یابی به الگوی فرهنگیِ اجتماعی با محوریت ارتقاء سطح فرهنگ اجتماعی زائران در حوزه تقویت روابط چهارگانه انسانی (رابطه با خدا، رابطه با خود، رابطه با همنوع، رابطه با محیط پیرامون) مبتنی بر شاخص‌های رشد معطوف به اندیشۀ قرآنی پیشرفت

 


 

3ـ5. سیاست‌ها

در راستای اهداف کمی طرح‌شده در قسمت قبل، می‌توان سیاست‌های مربوط به فرایند مدیریت راهبردی الگوی فرهنگی بقاع متبرکه را چنین مطرح کرد:

1. نظریه‌پردازی و نگارش الگوی بنیادین و تحقیق و توسعه‌ای (کاربردی) با محوریت ارتقای بهره‌وری روشمند از شرایط اقتصادی موجود در پیرامون آستان مقدس امام‌زادگان ، مبتنی بر شاخص‌های رشد معطوف به اندیشۀ قرآنی پیشرفت

2. نظریه‌پردازی و نگارش الگوی بنیادین و تحقیق و توسعه‌ای (کاربردی) با محوریت ارتقاء سطح سیاسی زائران، مبتنی بر شاخص‌های رشد معطوف به اندیشۀ قرآنی پیشرفت

3. نظریه‌پردازی و نگارش الگوی بنیادین و تحقیق و توسعه‌ای (کاربردی) با محوریت ارتقاء سطح فرهنگ اجتماعی زائران در حوزه تقویت روابط چهارگانه انسانی (رابطه با خدا، رابطه با خود، رابطه با همنوع، رابطه با محیط)، مبتنی بر شاخص‌های رشد معطوف به اندیشۀ قرآنی پیشرفت

باید توجه داشت که هر کدام از زیرالگوهای یادشده، پس از طی مراحل تئوریکی و نگارشی خویش، خود حاجت‌مند قرارگرفتن در یک فرایند مدیریت راهبردی دیگر، بر اساس مدلی‌ هستند که پیش‌تر ارائه گردید. با تحقق این امکان، هر کدام از آن‌ها، بر اساس اقتضائات مدیریت راهبردی خود، تا مرحلۀ برنامه‌ریزی نیز پیش خواهند رفت. با پایان یافتن تحقیق موضوعات یادشده، فرایند مدیریت راهبردی نهایی، تکمیل خواهدشد.

 

نتیجه

آن‌چه در این مقاله به طور اجمال به آن پرداخته شد، چگونگی مدیریت و راهبری عملی الگوی فرهنگی قرآنی در محیط فرهنگی بقاع متبرکه بود. در همین راستا برای تحقق این مهم، ابتدا به بررسی و تحلیل مفهوم راهبرد و یکی از مدل‌های راهبردی مرسوم و رایج در عرصۀ «مدیریت استراتژیک» و «مدیریت سازمانی» پرداخته شد و در آن مراحل8 گانه مأموریت، چشم‌انداز، اهداف کلی، استراتژی، بررسی محیط خارج، بررسی محیط داخلی، اهداف کمی و سیاست‌ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. در ادامه با بررسی فرایند آن مدل راهبردی و تعریف هر یک از اجزای تشکیل‌دهندۀ آن، الگوی پیشرفت فرهنگی پیشنهادی، مبتنی بر مدلی برآمده از آن مدل راهبردی، برای عملیاتی شدن در آستان مقدس امام‌زادگان ، معرفی گردید و بیان شد که فرآیند مدیریت راهبردی سیستمی به هم پیوسته است که در مجموع و نه به صورت جدا از هم، موجب عملیاتی شدن فرهنگ قرآنی محیط فرهنگی بقاع متبرکه می­شود.

 

فهرست منابع

1.          قرآن کریم

2.          ابن منظور، محمد بن مکرم (1414)، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سوم

3.          انوری، حسن (1381)، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: نشر سخن، چاپ اول، ج 4.

4.          آریان‌پور کاشانی، منوچهر (1389)، فرهنگ یک‌جلدی پیشرو آریان‌پور (انگلیسی ـ فارسی)، تهران: نشر الکترونیکی و اطلاع‌رسانی جهان‌رایانه، چاپ 43

5.          آشوری، داریوش (1381)، تعریف­ها و مفهوم فرهنگ، تهران: موسسه انتشارات آگاه، چاپ دوم

6.          آهنچی، محمد (1389)، راهبرد مدیریت راهبردی، تهران: شرکت تعاونی کارآفرینان فرهنگ و هنر، 1389 ش، چاپ اول

7.          حسینی­پور سی­سخت، نیکنام (1390)، فرهنگ، فعالیت فرهنگی و صنایع فرهنگی، تهران: زیتون سبز، چاپ اول

8.          دهخدا، علی اکبر (1377)، لغت نامۀ دهخدا، تهران: مؤسسۀ چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم (از دورۀ جدید)

9.          راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412)، المفردات فی غریب القرآن، (به تحقیق: صفوان عدنان داودی)، دمشق: دارالعلم، چاپ اول

10.       صالحی امیری، رضا (1386)، مفاهیم و نظریه­های فرهنگی، تهران: ققنوس، چاپ اول

11.       قرائتی، محسن (1383)، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درس‌هایى از قرآن، چاپ یازدهم

12.       قرشی، سید علی‌اکبر (1386)، قاموس قرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ یازدهم و پانزدهم، ج 3 و 7

13.       معین، محمد (1375)، فرهنگ فارسی، تهران: انتشارات امیر کبیر، چاپ­ نهم

14.       مهیار، رضا (بی­تا)، فرهنگ أبجدی عربی-فارسی، بی­جا


 



[1] . دانشجوی مقطع دکتری رشته علوم قرآن و حدیث پ ژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق 7

[2] . دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشکده اصول الدین قم

ثبت نظر برای این مقاله
 
 
 
          

هیچ نظری به ثبت نرسیده است

 
  گروههای مقالات  



صفحه اصلی          اخبار          تصاویر          کلیپ          نرم افزار          مقالات          صوت          جستجو در سایت          ارتباط با مدیران         پرسش و پاسخ          ارتباط با ما   
کلیه حقوق متعلق به سازمان اوقاف و امور خیریه جمهوری اسلامی ایران می باشد.
Copyright 2015 © www.mfso.ir All right reserved