ترویج زیارت امام‌زادگان راهكاری برای گسترش فرهنگ معنویت
از آنجا که امام‌زادگان به بارگاه حضرت حق تعالی راه یافته و از مقربان الهی هستند، زیارت آن بزرگواران برای دنیا و آخرت انسان مفید است و باعث ارتقای فرهنگ معنویت در جامعه می‌شود. در این مقاله كه با مطالعه كتابخانه‌ای انجام شده است، بعد از مقدمه‌ای کوتاه، به زنده...
 
دفعات مشاهده: 1322 •
ترویج زیارت امام‌زادگان راهكاری برای گسترش
فرهنگ معنویت
مجتبی اخوان[1]
فاطمه حمیدیان
چکیده
از آنجا که امام‌زادگان به بارگاه حضرت حق
تعالی راه یافته و از مقربان الهی هستند، زیارت آن بزرگواران برای دنیا و آخرت
انسان مفید است و باعث ارتقای فرهنگ معنویت در جامعه می‌شود. در این مقاله كه با
مطالعه كتابخانه‌ای انجام شده است، بعد از مقدمه‌ای کوتاه، به زنده بودن اولیای
خدا اشاره خواهد شد. سپس جایگاه معنویت در زیارت امام‌زادگان بررسی می‌شود. یافته‌های
این تحقیق نشان می‌دهد، از آنجا که زائر امام‌زادگان عقیده دارد، که آن بزرگواران
انسان‌های کاملی هستند، با عشق و محبت به زیارت آنان می‌شتابد و دوستی خود را اظهار
می‌کند و با بیزاری از دشمنان امام‌زادگان به صفات پسندیده روی آورده و از صفات
رذیله دوری می‌جوید. همچنین، زائر وظیفه خود می‌داند، به احترام دوستی با امام‌زادگان
سنّت و سیرت آنان را بیاموزد و از اخلاق و روش امام‌زادگان در رسیدن به کمال معنوی
پیروی کند. روش پژوهش کیفی مبتنی بر رویکرد توصیفی و تحلیلی می‌باشد.
کلیدواژه‌ها: معنویت، زائر،
زیارت، امام‌زادگان.
مقدمه
موجودات جهان به چهار نوع ِ جمادات، نباتات، حیوانات و انسان تقسیم می‌شوند؛
جماد هیچ حرمت و تغذیه و رشدی ندارد، ولی نبات تغذیه و رشد دارد. حیوان در عین
اینکه با نبات در تغذیه و نمو، شریک است، امتیاز حرکت ارادی و یا حیات حیوانی نیز
دارد. انسان افزون بر حیات حیوانی، افکار عالی و تصرفات شگفت آوری دارد که او را
از همه حیوانات ممتاز می‌کند. در میان انسان‌ها نیز افرادی یافت می‌شوند که افزون
بر زندگی عادی همگان، از علم و ایمان و معرفت نسبت به آفریننده هستی برخوردارند،
چیزهایی از عالم معنا درک می‌کنند که سایرین از درک آن عاجزند. درحقیقت دریچه‌ای
از باطن و حقیقت عالم به رویشان گشوده شده و به معنای عالم دست یافته‌اند و معنوی
شده‌اند.
از هنگامی که پیامبر بزرگوار اسلام9 در مکه به پیامبری مبعوث شدند و مردم را
به دین مبین اسلام دعوت می‌کردند، مسلمانان از هر جای دنیا به مکه می‌شتافتند، تا
از آن خورشید تابناک فضیلت کسب فیض کنند. تا آنکه آن جلوه‌گاه معنویت از این جهان رخت بر بستند و به عالم باقی شتافتند.
از زمانی که پیامبر9 و ائمه معصومین: و فرزندانشان از دنیا رفتند، مسلمانان از
گوشه و کنار جهان به قصد زیارت مطهر آن بزرگواران وسایل سفر را آماده کرده و سختی‌های
راه را به جان می‌خریده‌اند.
این تحقیق در پی پاسخگویی به سؤالات زیر است:
1-آیا ترویج زیارت امام‌زادگان در گسترش فرهنگ
معنویت نقشی دارد؟
2-منظور از معنویت چیست؟
3-زیارت امام‌زادگان چه اثراتی بر روی شخصیت
افراد جامعه دارد؟
4-تجلّی معنویت به چه شكلی پدیدار می‌شود؟
اهمیت و ضرورت موضوع
در دنیای معاصر، انسان به خاطرروشن شدن نقایص و آثار منفی علم سكولار و سایر مكاتب فلسفی مادی مانند: عدم
پاسخ به سؤالات اساسی انسان از قبیل «معنا و هدف وجود انسانی»، «چیستی خوب و بد» و
«تكالیف و حقوق انسان‌ها» و محدودیت دانش به علوم تجربی و جهات مادی، به معنویت
گرایش پیدا نموده است و ضرورت بحث معنویت بیش از پیش اهمیت پیدا كرده است و نتایج
مطلوب آن به نیازی حیاتی مبدل شده، دارای اهمیت است. علاوه بر این به خاطر آنکه انسان
با علوّ شرافت و بلندای كرامت خویش آشنا ‌شود و جایگاه واقعی خود را در زندگی
بشناسد و از سقوط در حضیض ذلت نادانی‌ها و وابستگی‌های رهایی یافته و به اوج عزت و
رفعت که در کشش جایگاه‌های معنوی چون زیارت امام‌زادگان یافت می‌شود، صعود کند،
اهمیت این تحقیق را دو چندان می‌کند.
از آنجا که یکی از دغدغه‌های ذهنی و فکری علمای دینی و نخبگان اجتماعی یافتن
روش‌ها و پاسخ‌های مناسب علمی و عقلانی برای چگونگی گسترش فرهنگ معنوی در جامعه
است، این تحقیق می‌تواند راهنمایی موثر برای اندیشمندان و نخبگان باشد.
پیشینه تحقیق
درباره امام‌زادگان، تحقیقات بسیاری انجام شده، كه حاصل آن چندین مقاله و كتاب
شده است كه از آن جمله می‌توان به پژوهش‌های زیر اشاره كرد.
در سال (1392) امینی، نرجس و همکارانش
تحقیقی با عنوان «بررسی جایگاه زیارت امام‌زادگان در مهندس فرهنگی» انجام داده‌اند.
نویسندگان این تحقیق با بیان نقش زیارت در بهبود وضعیت‌های روحی و روانی افراد
جامعه، لزوم رویکرد جدی به زیارت به عنوان یکی از مهمّترین عناصر فرهنگ‌ساز را
ضروری می‌دانند.
همچنین، در سال (1393)، ناصح ستوده، منیره پژوهشی با عنوان «فلسفه
زیارت امام‌زادگان و نقش آن در جامعه دینی» انجام داده است. نویسنده در این
تحقیق با هدف ایجاد بستر ذهنی مناسب نسبت به جایگاه ولایت و هرگونه پیوند و ارتباط
با اهل بیت، در سطح کلان جامعه و اعطای دید روشنی نسبت به فلسفه زیارت امام‌زادگان
و تأثیرات سازنده آن، به آحاد جامعه پرداخته است.
محقق با مفروض گرفتن جایگاه والای زیارت امام‌زادگان در نگاه قرآن، احادیث و
اهل بیت:، تلاش نموده است تا فلسفه زیارت امام‌زادگان و تأثیرات سازنده آن را در
دو بعد فردی و اجتماعی و نیز در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مورد
بررسی قرار دهد.
مفاهیم
1. ترویج
ترویج در لغت به معنای رواج دادن، رونق دادن، رواکردن چیزی، ابلاغ، اشاعه،
رایج کردن آمده است. (معین، 1381: ج2، 65)
2. فرهنگ
فرهنگ‌ از ریشه‌ تنگ‌ اوستایی‌ به‌ معنی‌ كشیدن‌ و فرهیختن‌ و فرهنگ مطابق‌
است؛‌ با ریشه‌ ادوكات وادور در لاتین‌ به‌ معنی‌ كشیدن‌ و نیز به‌ معنی‌ تعلیم‌ و تربیت آمده است.
(معین، 1381، ج5، ص146)
اصطلاحاً واژه فرهنگ به معنای آداب و رسوم، همه علوم و معارف، اعتقادات،
پسندها و ناپسندهای اخلاقی و معنوی یك جامعه و یك قوم و ملت به كار می‌رود. فرهنگ در مردم شناسی راه و رسم
زندگی است. تایلور در سال (1871) فرهنگ را اینگونه تعریف کرده است: «مجموعه‌ای
پیچیده از علوم، دانش‌ها، هنرها و افکار و عقاید، قوانین و مقررات آداب و رسوم و
سنت‌ها و به طور خلاصه کلیه آموخته‌ها و عاداتی که یک انسان به عنوان عنصر جامعه
کسب می‌کند، فرهنگ نامیده می‌شود». (وثوقی، 1376، ص79)
نكته قابل تأمل در این‌ باره آن است كه آنچه تعیین كننده روش زندگی یك ملت یا
قوم می‌شود، تنها مذهب یا اخلاق یا آداب و رسوم نیست، بلكه این فرهنگ است كه از هر
یك نصیبی دارد، بی‌آن كه هیچ یك از آن‌ها باشد. فرهنگ امری زنده است، بنابراین
باید متحرك و روینده باشد و توقف آن، مرگ اوست. فرهنگ هم راهرو و هم راهبر است.
اگر بخواهد تنها راهبر باشد، چه بسا كه هم‌قدمی با او دشوار شود و اگر هم بخواهد
تنها همراه باشد، آن‌گاه رسالت روشنایی‌بخشی و چراغداری خویش را از دست خواهد داد.
بی‌گمان همین خاصیت زنده بودن به او جنبه پذیرندگی می‌دهد، زیرا آن آغوش پذیرنده
اوست كه از همه چیز می‌گیرد و هر چه را مایه تقویت و بالندگی اوست، در خود تقویت
می‌كند و در مقابل از خود نیز به دیگران نعمت‌هایی را ارزانی می‌دارد و در واقع با
این داد و ستد، خود را زنده و شاداب نگه می‌دارد و این داد و ستد البته تا زمانی
می‌تواند به ‌نحوی مطلوب جریان یابد كه فرهنگ، قوی و تندرست یا از خاصیت پیرایندگی
و افزایندگی برخوردار باشد.
3. زیارت
زیارت که به زبان انگلیسی آن را «pilgrimage» گویند، واژهای عربی است
که استفاده از آن در زبان فارسی نیز با همین ماده و شکل معمول شده است. زیارت به
معنای دیدار کردن با شخص بزرگ و محترم، بازدید کردن، به مشاهده بقاع متبرکه رفتن،
دعایی­که به عنوان تشرف باطنی برای امام، امامزاده و اولیاء خوانند، آورده شده
است. (معین، 1381، ج2، 1767)
در اصطلاح دینی، زیارت تمایلی است که افزون بر میل و حرکت حسی، قلب هم گرایش
جدی پیدا کرده و نسبت به مزور با اکرام و تعظیم قلبی و انس روحی همراه باشد و این
معنا در مرتبه برتر و کامل خود اقبال قلبی، فکری، روحی، اخلاقی و عملی نسبت به
مزور را با خود دارد. (طریحی، 1414، ج1، ص305) در دعای «اللهم جعلنی من زوارک»
(مجلسی، 1400: ج81، ص377) زیارت به معنای قصد کنندگان به سوی او، پناه آورندگان به
درگاهش تفسیرشده است. (طریحی، 1414: ج1، 304)
زیارت سه رکن اساسی دارد:
1. زائر، یعنی شخصی که میل یا گرایش به چیزی یا کسی دارد.
2. مزور، یعنی شخص یا چیزی که میل به سوی اوست.
3. خصیصه‌ای نفسانی به نام گرایش قلبی که با تکریم و تعظیم و انس گرفتن با
مزور همراه است.
بدیهی است هر چه ارکان سه گانه فوق از بنیان و اساس محکم‌تری برخوردار باشند،
حقیقت زیارت و آثار آن عینی‌تر خواهد بود.
4. معنویت
معنویت در لغت به معنای، معنوی بودن، مربوط و منسوب به معنی معین حقیقی،
راستی، اصلی، ذاتی، مطلق، حقیقی، روحانی در مقابل مادی، ظاهری و صوری آمده است.
(معین، 1381: ج4، 763) معنویت آن جنبه از حیات فردی و جمعی است كه بیانگر رابطه‌ای
آگاهانه است كه فرد، در ارتباط با امور متعالیدارد. پیش‌فرض این مفهوم این باور است كه امور متعالی وجود دارند و روح بشر می‌تواند
با آن ارتباط برقرار كند. (کریستین دبلیو، 1391، ص20)
به عبارتی دیگر معنویت نحوه‌ای از مواجهه‌ با جهان هستی است كه نتیجه‌اش حالت‌های
نفسانی نامطلوبی مانند: غم و اندوه، ناامیدی، دلهره و اضطراب، احساس سرگشتگی و
سردرگمی، احساس بی‌معنایی و بی‌هدفی و.... تا آنجا كه امكان‌پذیر است در انسان پدید
نمی‌آید و این نحوه مواجهه موجب رضایت باطن می‌شود. (ملکیان، 1379، ص7)
واژه معنویت در قرآن و روایات بدین شکل نیامده، ولی با توجه به معنای لغوی آن
می‌توان گفت که منظور از آن، عالم باطن و حقیقت روح جهان مادی و ظاهری است که
بهترین واژه قرآنی نزدیک به آن حیات طیبه و نور الهی است. در قرآن آمده است: «أَوَمَنْ كَانَ مَیتًا فَأَحْیینَاهُ وَجَعَلْنَا
لَهُ نُورًا یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیسَ
بِخَارِجٍ مِنْهَا ۚ كَذَٰلِكَ زُینَ
لِلْكَافِرِینَ مَا كَانُوا یعْمَلُونَ» (بقره، 122)
"آیا کسی که مرده بود و ما زنده‌اش کردیم و برای او نوری قرار دادیم که
به وسیله آن در میام مردم راه می‌روند، مانند: کسی است که در تاریکی‌ها قرار دارد
و از آن بیرون آمدنی نیست؟ اینگونه برای کافران آنچه انجام می‌دهند زینت داده شده
است."
«علامه طباطبایی» در تفسیر این آیه می‌نویسد: «به راستی در مؤمن، حقیقت و
واقعیتی داری اثر، وجود دارد که در دیگران وجود ندارد و این حقیقت سزاوارتر است به
اینکه اسم حیات و زندگی بر آن گذشته شود، تا بر آن حقیقتی که در دیگر مردم است و
آن را در مقابل حیات نباتی، حیات و زندگی حیوانی می‌نامیم». (طباطبایی، 1382، ج7،
ص466)
این آیه در بر دارنده مفاهیم ذیل است:
1.مشرک، مرده و بی‌بهره از حیات معنوی و روحانی
است.
2.راهیابی به توحید و ایمان موجب حیات انسان می‌شود.

3.ایمان، حیات و مولد نور است، اما کفر مرگ و
تاریکی است.
4.کافران گمراه، در چنان ظلماتی اسیرند که امیدی
به رهایی آنان نیست.
5.مؤمن با نور الهی مسیر صحیح حرکت را در جامعه و
بین مردم در می‌یابد.
6.نور ایمان، روشنگر خطوط و افکار مختلف جامعه
برای مؤمنان است.
7.توجه دادن مؤمنان به حیات معنوی خود و
برخورداری از نور الهی، باز دارنده آنان از اطاعت مشرکان و گمراهان است.
8.مؤمن در جامعه، عنصری پویاست.
با توجه به آیه و تعبیراتی که در آن آمده، می‌توان معنویت اسلامی را چنین
تعریف کرد: معنویت برآیندی است که از فرایند معرفت، ایمان و عمل صالح در چارچوب
شریعت اسلامی حاصل می‌شود. بدین ترتیب:
1.اگر حیات طیبه و نورانیت دل به دست نیاید،
معنویتی فراچنگ نیامده است.
2.بدون معرفت نسبت به حقایق عالم و ملکوت جهان
مادی و نیز ایمان به خدا و صفات و افعال او، معنویت مفهومی ندارد.
3.بخش عظیمی از معنویت در پرتو کارهای شایسته و
نیکو شکل می‌گیرد و عمل صالح لازمه ایمان صحیح و مقوم معنویت و شرط لازم آن است و
نقیض آن عمل زشت نیز نابود کننده معنویت است.
آموزه‌های اسلامی عمیق‌ترین و جامع‌ترین معارف الهی را در ابواب گوناگون عرضه
می‌دارد و افزون بر آن اعمال شایسته را به بهترین شکل بیان کرده است که می‌تواند
معنویتی بزرگ را پایه‌گذاری نماید.
خداوند، منبع، محور و بخشاینده معنویت است و بدون ارتباط با او از رهگذر بندگی
واقعی و عبودیت، معنویت پوچ و مجازی است. معنویت منهای خدا چیزی جز فریب و دل
مشغولی ظاهری نیست. حیات طیبه و تابش انوار ربوبی بر قلب از سوی خدای تعالی است و
ایمان و عمل صالح زمینۀ آن را فراهم می‌سازند. بنابراین، معنویت افاضه‌ای از سوی
حق است.
معنویت در نقطۀ ثابتی توقف نمی‌کند، بلکه شدت و ضعف و ارتقا و افول دارد. درجاتش
در افراد مختلف متفاوت است. در یک فرد نیز ممکن است کاهش و فزونی یابد، چنانکه
قرآن مجید می‌فرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ثُمَّ
رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ» (تین، 4 و5) به راستی که انسان را در نیکوترین
اعتدال آفریدیم، سپس او را به پست‌ترین پستی باز گردانیدیم. ایمان و عمل صالح، جان
بنده را برای تابش انوار معنویت آماده می‌سازند. با رشد ایمان و اخلاص در عمل و به
تناسب آن معنویت روبه رشد و فزونی می‌گذارد و آثارش را آشکار می‌سازد.
تجلّی معنویت در انسان
تجلی معنویت در انسان به شکل‌های زیر آشکار می‌شود:
الف. روحیه شهامت؛ شجاعت و فداكاری به انسان می‌بخشد. زیرا معنویت نفس را از
قید و بند سلطة دیگران آزاد می‌كند و به انسان گوشزد می‌كند كه بخشندة عمر خداست و
فداكاری و شجاعت چیزی از عمر او نمی‌كاهد، طبق آیه قرآن؛ «وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ
بِإِذْنِ الله کِتَابًا مُّؤَجَّلاً» (آل عمران، 145) و هیچ كس را نسزد كه بمیرد
مگر به فرمان خداوند؛ وقت آن را دقیقاً در مدت مشخص و محدودی ثبت و ضبط كرده است.
ب. اعتقاد به رزاقیت حق تعالی؛ انسان معنوی‌گرا همه چیز را از خدا می‌خواهد،
از روزی دهنده‌ای كه تحت تأثیر هیچ انسان حریص و ناخشنودی قرار نگرفته و هیچ‌كس او
را از كارش منصرف نمی‌كند؛ «وَمَا مِن دَآبَّةٍ
فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَیعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا
وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِی كِتَابٍ مُّبِینٍ» (هود، 6) هیچ جنبده‌ای در زمین نیست مگر اینكه روزی آن بر عهدة خدا است و
محل زیست و دفن او را می‌داند همه این‌ها در كتاب روشنی است.
ج. اطمینان قلبی و آرامش روحی؛ قرآن می‌فرماید: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم
بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». (رعد، 28) آن كسانی كه ایمان می‌آورند و دل‌هایشان با یاد خدا سكون و آرامش
پیدا می‌كند. به درستی كه دل‌ها با یاد خدا آرام می‌گیرند؛ «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّكِینَةَ فِی قُلُوبِ
الْمُؤْمِنِینَ لِیزْدَادُوا إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانِهِمْ» (فتح، 4) خداست كه به دل‌های مؤمنان آرامش و اطمینان خاطر داده است، تا
ایمانی بر ایمان خود بیافزایند. چنین انسانی خود را از دام شهوات نفسانی و مادیات
و لذت‌های زودگذر دنیایی می‌رهاند و سعادت و خوشبختی را در عفت، پاكدامنی، شرافت و
برپایی جامعه‌ای سالم و انسانی می‌داند و خود را متوجه كارهایی می‌كند، كه به خیر
و صلاح خود و جامعه می‌باشد.
د. برخورداری از زندگی پاکیزه؛ زیرا خداوند خواستار آن است كه مؤمنان در همین
دنیا و پیش از رسیدن به سرای آخرت، هر چه زودتر صاحب زندگی پاكیزه‌ای شوند. «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى
وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُمْ
بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا یعْمَلُونَ»؛ (نحل، 97) هر كس چه زن و چه مرد كار شایسته‌ای
انجام دهد و مؤمن باشد به او زندگی پاكیزه و خوشایندی می‌بخشیم و پاداش آنان را بر
طبق بهترین كارهایشان خواهیم داد.
زنده و شاهد بودن اولیای خدا
برخی افراد بر این باور ناصواب هستند که انسان بعد از مرگ، عملش قطع می‌شود و
این فرق نمی‌کند، چه کسی باشد، می‌خواهد پیامبر و اولیای الهی و یا از مردم عادی
باشد و هیچ اثری بر زندگی زندگان ندارد و نمی‌توانند عنایتی به بازماندگان داشته
باشد. دعا، شفاعت و استغاثه و استغفار برای خود و دیگران از آن‌ها ساخته نیست و
مثل سنگی هستند که در کنار دیواری افتاده باشد؛ ولی حضرت امام جعفر صادق7 فرمودند:
«هر ولی و پیامبری که از دنیا برود، خداوند بعد از سه روز روح وگوشت و استخوان و
جسد او را به آسمان می‌برد. آنان زنده‌اند، مردم به زیارت محل دفن آن‌ها می‌آیند و
یا از راه دور بر ایشان سلام می‌فرستند، آن‌ها سلام را می‌شنوند و بر زندگی مردم
اشراف کامل دارند». (محدث نوری، 1407، ج10، ص86)
در قرآن هم آمده است: «انَّ
اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ
آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً»؛ (احزاب، 56) "خدا و ملائکه الهی بر پیامبر درود و سلام می‌فرستند، شما
مؤمنان هم بر او سلام و درود بفرستید و کاملا تسلیم فرمان او باشید."
این آیه دلالت بر حیات پیامبر9 دارد که مؤمنان را موظف کرده است، تا بر او
سلام کنند و حیات و ممات هم شرط نشده است. لذا در نماز هم موظفیم بگوییم: «السلام
علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته»؛ یعنی هم بر پیامبر9 و هم بر آل او درود بفرستیم.
حضرت امام صادق7 از حضرت رسول اکرم9 روایت کرد، که فرموده‌اند: «زندگی من و
مردنم برای شما خیر است. خداوند با زندگی من شما را هدایت کرد و شما را از آتش
نجات داد و با مرگ من اعمال شما به من عرضه می‌شود، اگر شما کار خوب کرده باشید،
من برای شما از خدا پاداش مضاعف می‌طلبم و اگر کار قبیح و زشتی از شما سر زده
باشد، من از خداوند متعال طلب مغفرت می‌کنم». (مجلسی، 1400، ج22، ص550)
قرآن شهدا را نیز زنده معرفی می‌کند: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ
أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاء عِندَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» (قرآن، 1338: آل عمران، 163) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند،
مردگانند، بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند. یا «وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ
اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ» (بقره، 149) به آن‌ها که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نگویید، بلکه آنان
زنده‌اند، ولی شما نمی‌فهمید.
«ملا احمد نراقی» در«معراج السعاده» آورده است: «بدان که نفوس قدسیه، خصوصا
نفوس مقدمه انبیاء و ائمه: هرگاه از ابدان شریفه خود رحلت نمودند و دست از بدن
برداشتند و صعود به عالم بالا نمودند، نهایت احاطه و غایت استیلا، بر این عالم از
برای ایشان حاصل می‌شود و تمامی امور این عالم در نزد ایشان منکشف و ظاهر می‌گردد
و تمکن از تصرف و تأثیر در این عالم، از برای ایشان حاصل می‌شود. پس هر که به قبور
مطهره ایشان حاضر شد به جهت زیارت ایشان، بر او مطلع می‌گردند و از احوال زوار
مرقد مطهرشان استحضار تمام دارند و سؤالات و تضرعات و توسلات ایشان را می‌شنوند و
نظر به رأفت و مهربانی ایشان نسبت به مخلصان، نسیم الطاف ایشان بر آنان می‌وزد. پس
دامن شفاعت به میان می‌زنند و از خدا طلب حوائج ایشان را می‌نمایند و همین سر است
در ترغیب به زیارت پیامبر9 و ائمه:». (نراقی، 1366، ص703)
حیات اولیاء پس از مرگشان بدین معناست که تمامی آثار و برکات حال حیات، بعد از
غیبت ظاهری و مرگ ظاهری با همه خصوصیاتش وجود دارد و هرگز جدایی ارواح مطهره آنان
از بدن خاکی مانع هدایت و خیر رسانی آن‌ها نخواهد شد. لذا اولین چیزی که در زیارت‌ها
و حتی قبل از آن هنگام دعای «اذن دخول» به آن توجه داده می‌شود، زنده بودن آن
بزرگواران است. «واعلم ان رسولک وخلفاءک احیاء عندک یرزقون و یرون مقامی و یسمعون
کلامی» (مجلسی، 1400، ج97، ص160) خدایا می‌دانم که پیامبران و جانشینان تو زنده‌اند
و در نزد تو روزی می‌خورند و جایگاه مرا می‌بینند و کلامم را می‌شنوند.
پیامبر بزرگوار اسلام9 فرمودند: «من زار قبری بعد موتی کان کمن هاجر الیَّ فی
حیاتی» (ابن قولویه، 1356، ص42) کسی که بعد از مرگ من به زیارتم، بیاید مانند: کسی
است که در حال زنده بودنم به طرفم هجرت کرده باشد.
روایات و آیات مذكور دلیل کافی بر زنده و شاهد بودن پیامبر9 و ائمه معصومین:
است که آنان از اعمال ما خبر دارند، توسلات ما را می‌بینند و نداهای ما را می‌شنوند.
لذا رفتن به زیارت قبور مطهره آنان چون دیدار در قید حیاتشان است.
در این باره صاحب کتاب «تذکرة المتقین» به زائران توصیه فرموده‌اند: «چون قصد زیارت اولیای حقیقی، به خصوص
خاندان وحی را بنماید، اولاَ باید بداند که نفوس مقدسه طیبه طاهره، چون از ابدان
جسمانیه مفارقت نمود و متصل به عالم قدس و مجردات گردید، غلبه و احاطه ایشان به
این عالم اقوی گردد و تصرفاتشان در این نشأت، بیش از سابق می‌شود و اطلاعاتشان به
زائرین اتم و اکمل گردد. «فَرِحینَ
بِما اتیهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (آل عمران، 170) پس نسیم الطاف و رشحات انوار
آن بزرگواران بر زوار و قاصدین ایشان می‌رسد... و باید بداند که آن‌ها مطلع بر
حرکات و سکنات این شخص، بلکه مطلع از خطورات قلبیه او هستند». (بهاری همدانی،
1375، ص76)
زیارت امام‌زادگان راهكاری برای گسترش فرهنگ معنویت
از آنجا که پیامبر بزرگوار اسلام9 و اهل بیتش: به بارگاه حضرت حق راه یافته و
از مقربان مستجاب الدعوه و مظاهر کامل و جامع اسماء حسنای الهی هستند، زیارت آن‌ها
برای دنیا و آخرت انسان مفید و کارساز است. به گونه‌ای که قرآن می‌فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ
وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ» (مائده، 39) ای کسانی که ایمان آورده‌اید،
تقوای الهی پیشه کنید و (برای تقرب به او) وسیله بجویید. حضرت امیرالمومنین علی7
در تفسیر این آیه فرمودند: «من آن وسیله هستم». (ابن شهرآشوب، 1374، ج3، ص75)
زیارت موجب ارتباط با اهل بیت: است که آن بزرگواران منشأ خیر و برکت و نزول
فیض و رحمت هستند. زیرا حیات اولیاء خدا پس از مرگشان هم، تمامی آثار و برکات حال
حیاتشان را داراست. آن گونه که در حال حیات و دوران زندگی پیامبر9 و ائمه معصومین:
اگر زائری به زیارت آنان می‌رفت، هرگز آنان اشخاص را به خود نخوانده، بلکه به خدا
و معارف و کمالات الهی هدایت می‌کردند، بعد از مرگ آنان هم اگر زائری به قصد زیارت
آن‌ها بشتابد، آن‌ها زائر را به خدا دعوت کرده و علائم هدایت و نشانه‌های سعادت را
به او نشان خواهند داد. جان مایة عرفان اسلامی، آموزه‌های وحیانی اهل بیت: است و
بدون دستگیری و هدایت آن‌ها آدمی در وادی تباهی و گمراهی هلاک خواهد شد. ولایت اهل
بیت:، امانت الهی در نزد ماست که عدم تبعیّت از آن‌ها خیانت به این امانت خواهد
بود. «ولایت اهل بیت طهارت و دوستی خاندان رسالت و عرفان به مقام قدسی آن‌ها،
امانت حق است؛ چنانچه در احادیث شریفة کثیره، «امانت» را در آیه تفسیر فرموده‌اند به
ولایت امیر المؤمنین7 و چنانچه غصب ولایت و سلطنت آن حضرت، خیانت به امانت است،
ترک تبعیت آن بزرگوار از مراتب خیانت به امانت است». (خمینی، 1372، ص480) در ادامه
خواهد آمد که زیارت با معرفت امام‌زادگان به دلایل زیر موجب گسترش فرهنگ معنویت می‌شود.
1. زائر و شناخت امام‌زادگان
می‌دانیم که هدف و مقصود نهایی از زیارت، لقای الهی و قابلیت دیدار رحمت اوست
و چون این هدف والا جز از طریق معارج امامت و مدارج ولایت امکان پذیر نیست، از این
رو زیارت اولیای الهی مقدمه‌ای برای زیارت خدا و ارتباط و تعلق وجودی به پروردگار
عالم است. لذا معرفت به توحید و راه‌یابی به معارف توحیدی از طریق اولیای خدا که
باب الله هستند، حاصل می‌شود. بر این اساس در نماز که زیارت الله است، در رکعت اول
بعد از حمد، سوره «قدر» که سوره ولایت است، قرائت می‌شود و در رکعت دوم سوره
«اخلاص» را می‌خوانیم و راز این تقدم را در گذر از ولایت به توحید باید جستجو کرد.
علامه «فیض کاشانی» در این باره آورده است: «زیارت مؤمن عبادت الهی است، که موجب
مسرّت حضرت نبوی9 است. جلالت قدر مؤمن در نزد خداوند عالم مشخص و فراوان است.
زیارت کسی که در سایه عصمت الهی و تطهیر از هر رجس و رجزی به بالاترین نقطه ایمان
راه برده و امام مؤمنان و مقتدای پارسیان است، او که هدف آفرینش و صراط و دلیل بر
آن هدف است، حقیقتی که باب الله و حبل پیوسته و ناگسستنی الهی بین او و بندگانش
است، قطعاً از درجاتی به مراتب افزون‌تر و ثوابی به کرّات کامل‌تر بهره‌مند است».
(ملا محسن فیض، 1412، ج14، ص1482)
زائر امامزاده بر این عقیده است که امامزاده انسان کاملی است كه جانی ملکوتی
دارد که پیوسته با عالم اعلی در ارتباط است؛ آنگونه که حضرت امام صادق7 فرمودند:
«کسی که قبر امام حسین7 را زیارت کند، در حالی که می‌داند او امامی است که از
ناحیه خداوند اطاعتش بر بندگان واجب است، خداوند گناهان گذشته و آینده‌اش را می‌آمرزد
و شفاعت او را درباره پنجاه انسان گناهکار می‌پذیرد و هر حاجتی که در نزد قبر او
از خداوند خواسته شود، اجابت می‌گردد». (شیخ طوسی، 1401، ج6، ص108)
عارف نامی «میرزا جواد ملکی تبریزی» شناسایی امامزاده و ولایت او را در صحت
عمل و قبولی آن شرط اساسی می‌دانند و عقیده دارند: «اگر بنده‌ای تمام روزگار خود
را روزه بدارد و تمام عمر خود را به نماز و عبادت وحج قیام کند و تمام مال خود را
صدقه دهد، وقتی امام زمان خود را نشناخته باشد، یا او را دوست نداشته باشد و این
اعمال را به دلالت و راهنمایی او نیاورده باشد، از اوپذیرفته نمی‌شود». (ملکی
تبریزی، 1368، ج2، ص215)
حضرت امام جواد7 معرفت به امام رضا7 را این گونه تفسیر می‌کنند: «عارفا بحقه یعلم انه حجة الله علی خلقه و بابه
الذی یؤتی منه فسلم علیه» (مجلسی، 1400، ج99، ص37) عارف به حق امام7
یعنی علم به این که او حجت و برهان الهی برای مردم است و در پرتو این برهان باهر
است که همه چیز روشن می‌شود.
امام‌زادگان نشانه راستین حضرت حق در جهان و وسیله نجات و راه‌یابی خلق به سوی
خالق هستند و چون خداوند متعال آن‌ها را وسیله نجات و هدایت خلق قرار داده، قطعاً
باید عمل به اوامر او را واجب و مخالفت با دستوراتش را حرام دانست. شناخت امامزاده
و ولایت او آن قدر اهمیت دارد، که زائران محروم از شناخت آن، هرگز «وفد» و مهمان
الهی نبوده و از ضیافت معنوی برخوردار نمی‌شوند. (جوادی آملی، 1382، ص179)
شناخت امام‌زادگان، درک و آگاهی به حق ولایت آن‌هاست؛ «عارفاً بحقه» (حر
عاملی، 1366، ج10، ص293) به دلیل آنکه آنان از ما به ما و مصالحمان آگاه‌ترند؛
زیرا که آگاهی آن‌ها شهودی و وجودی است و محبتشان غریزی و محدود نیست، بلکه ربوبی
و محیط است. آن بزرگواران از همه کشش‌های نفسانی آزادند. آنان به راه‌های آسمان
آگاه‌تر از زمین هستند. تلفیق این آگاهی و آزادی عصمت می‌شود و همین زیربنا و رمز
پذیرش ولایت و تسلیم در برابر اوست.
نا آگاهی از حق ولایت آنان و جهل در تشخیص و مصداق چنین بزرگوارانی آثار
زیانباری چون چشم پوشی از همه دستاوردهای وحی، مرگ جاهلی و هلاکت را در پی خواهد
داشت، چنان که در دعای صاحب الامر می‌خوانیم: «السلام علیک یا سبیل الله الذی من
سلک غیره هلک» (قمی، 1379، ص435) زائر امامزاده که اینگونه او را بشناسد، می‌تواند
به محبت و ولایت و اطاعت او نائل آید و از تقدم و تاخر نجات یابد.
2. اظهار محبت زائر با زیارت امامزاده
محبت ادامه معرفت است. (مجلسی، 1400، ج67، ص22) با درک آن بزرگواران و آگاهی
از مقام ولایتشان، محبتشان در دل می‌نشیند و عشق به آنان که عشق به همه خوبی‌ها و
زیبایی‌هاست، در قلب آدمی ریشه می‌گستراند.
از امام هشتم7 سؤال شد، حق مؤمن بر مؤمن چیست؟ حضرت فرمودند: حق مؤمن بر مؤمن،
آن است كه او را قلبا دوست بدارد. (مجلسی، 1400، ج74، ص232)
یکی از نشانه‌هایی که مایه فزونی معنویت می‌شود، اظهار محبت و ارادت به اولیا
خدا و آشکار کردن دشمنی و عداوت با دشمنان و معاندان آنان است. به عبارت دیگر تولی
و اظهار دوستی به اهل بیت: و اظهار عداوت و بیزاری از دشمنان آنان نشانه معرفت
زائر است.
هنگامی که انسان به وسیله محبت به اولیای خدا نزدیک می‌شود، در حقیقت به خصایص
و اخلاق و رفتار آن بزرگواران نزدیک شده و آنجا که از دشمنان آن‌ها بیزاری می‌جوید،
در واقع از خصلت‌ها و اوصاف ناشایسته این افراد گریزان شده است، که این شیوه عملی
در افزایش معنویت و قرب به کمال انسانی بسیار مؤثر است.
برای ایجاد و تثبیت محبت و دوستی اهل بیت:، زیارت آن بزرگواران توصیه شده است.
زیارت آنان نه تنها افکار و آرمان‌ها را هم جهت می‌سازد، بلکه دل‌ها را همسو می‌کند.
اگر دلی زیارت آن بزرگوار را آرزو کرد، این نماد اجابت الهی به دعای حضرت ابراهیم7
است، که وقتی آن حضرت، اسماعیل و هاجر را در کنار بیت عتیق رها کرد، دست به دعا
برداشت و از خدا خواست که دل‌های مردم به سوی آن‌ها گرایش یابند. (ابراهیم، 37)
گرچه ظاهر این دعا هاجر و اسماعیل هستند، امّا تأویل این است که خداوند دل‌ها را
به سوی اهل بیت: متمایل کرده، تا دوستی و ولایت آن‌ها در دلشان ایجاد شود.
بنابراین، دوستی اهل بیت: که همان
دوستی خداست، (شیخ طوسی، 1041، ج6، ص97) باعث ایجاد معنویت در روح انسان می‌شود.
در این باره «جابر بن عبدالله انصاری» به عطیه کوفی گفت: پیامبر9 خدا فرمودند:
«هرکس قوم و مردمی را دوست داشته باشد، با آن‌ها در عملشان شریک است». (مجلسی،
1400، ج56، ص131) لذا در زیارت‌نامه‌ها می‌خوانیم: «یا لیتنی کنت معکم فأفوز فوزاً
عظیماً» (مجلسی، 1400، ج98، ص166» ای کاش با شما بودم و به رستگاری عظیمی نایل می‌شدم.

آنچه می‌تواند بر این معنویت بیافزاید، درک این نکته است که این محبت دو سویه
است. این گونه نیست که فقط من آن بزرگواران را دوست دارم، بلکه آن‌ها هم به من
محبت دارند و حتی از من به من مهربان‌تر هستند.
3. زائر و اظهار برائت از دشمنان امام‌زادگان
«تولی» و «تبری» لازم و ملزوم یکدیگرند، که اگر یکی نباشد، دیگری هم ارزشی
نخواهد داشت. سرِ اسرار تبری در زیارت‌نامه‌ها در همین نکته نهفته است، که تولی
خالصانه و بی‌شائبه باشد و دوستی اهل بیت: با انحرافات فکری و اخلاقی آلوده نگردد.
زائر امام‌زادگان در هنگام زیارت بیزاری خود را از دشمنان آنان اعلام می‌دارد. آن
گونه که در زیارتنامه آن بزرگواران می‌گویم: «اشهد انک الامام الهادی، والولی
المرشد، ابرء الی الله تعالی من اعدائک، و اتقرب الی الله بولایتک، صلی الله علیک
و رحمة الله و برکاته» (قمی، 1379، ص256) گواهی می‌دهم که تو امام راهنما و سرپرست
ارشاد کننده هستی، در پیشگاه خداوند از دشمنانت بیزاری می‌جویم و در پرتو ولایت و
دوستی تو، به درگاه الهی تقرب می‌نمایم، صلوات و رحمت و برکات خدا برتو باد.
یا در زیارت عاشورا می‌خوانیم «و
بالبرائة ممن اسس اساس الظلم و الجور علیکم». (مجلسی، 1400، ج98، ص294)
در اغلب زیارت‌نامه‌ها برای شناسایی دشمن، آنان را دسته‌بندی کرده و بیزاری
خود را از هر دسته اعلام می‌دارند. مثلاً در زیارت عاشورا دشمنان را به گروه‌های
مختلف زیر تقسیم کرده‌اند:
الف. گروهی که اساس ظلم و ستم معرفی شدند و حق اهل بیت: را غضب نمودند. «فلعن
الله امة اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت:» (مجلسی، 1400، ج98، ص295) این
گروه بودند که جریان سقیفه را به وجود آوردند و ثمره منحوس آن، کشته شدن فرزند
دلبند پیامبر9 در کربلا گردید.
ب. گروهی که به طور مستقیم در شهادت امامان معصوم: دست داشتند و به آن‌ها ظلم
و ستم کردند؛ «ولعن الله امة قتلتکم» (مجلسی، 1400، ج98، ص294) و نفرین و عذاب الهی بر جمعی که شما اهل
بیت: را کشتند.
ج. گروهی که عالمانه حق ولایت را از اهل بیت: سلب کردند. این گروه کسانی بودند
که با انگیزه‌های انتقام‌جویی اجازه ندادند، تا ائمه معصومین: از موقعیت خلافت و
ولایت الهی که به آنان سپرده شده بود، برای سعادت انسان‌ها بهره بگیرند و آن‌ها را
از این مقام و جایگاه دور ساختند. از این گروه این گونه اظهار انزجار می‌کنیم:
«ولعن الله امةً دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتّبکم الله فیها». (مجلسی، 1400،
ج98، ص294) نفرین خدا بر گروهی که دست رد بر سینه شایستگان و وارستگان خاندان
رسالت زدند و آن‌ها را از مرتبه حقیقیشان کنار زدند.
د. گروهی که زمینه‌ساز ظلم به اهل بیت: بودند. این گروه با آماده سازی و ایجاد
فضای تبلیغاتی، مردم را علیه امام7 شوراندند و با تهمت و افترا مردم را علیه آن
امام همام تحریک کردند. لذا در زیارت‌نامه‌ها می‌خوانیم. «ولعن الله الممهدین لهم
بالتمکین من قتالکم» (مجلسی، 1400، ج98، ص294) نفرین خدا بر گروهی که تمهیدات لازم
و امکانات تهاجم و کشتار شما را فراهم کردند. حضرت امام سجاد7 عمل این گروه را
بدتر از قتل می‌دانستند و در تفسیر آیه شریفه «ولکم فی القصاص حیاة» (بقره، 179)
فرمودند: ای امت محمد9 در قصاص حیات و زندگی است. زیرا هر کس که تصمیم به قتل
دیگری بگیرد، وقتی بداند که او را قصاص می‌کنند، از قتل دست برمی‌دارد. پس هم حیات
او تأمین شده است و هم حیات آن کس که می‌خواست او را بکشد و هم حیات غیر آن دو.
وقتی بداند قصاص واجب است، از ترس قصاص جرأت کشتن دیگران را پیدا نمی‌کند.
آنگاه امام7 فرمودند: این قصاص برای کسانی است که آن‌ها را در دنیا می‌کشید.
آیا می‌خواهید شما را از بزرگتر از این کشتن، آگاه کنم؟ و نیز آنچه خداوند را بر
کشنده واجب می‌کند که به مراتب از این قصاص بزرگتر است؟
گفتند: آری ای فرزند رسول خدا.
فرمودند: بزرگتر از این کشتن، آن است که او را به گوشه‌ای ببرید، که پس از آن
هرگز جبران نشود.
پرسیدند: آن چیست؟ امام7 فرمودند: اینکه او را از نبوت محمد9 و ولایت علی7
گمراه کنند و او را به راهی جز راه خدا سوق دهند و وادارش کنند که از راه دشمنان
علی پیروی نماید و به امامت این دشمنان اعتقاد بیابد و علی7 را از حقش دور گرداند
و برتری او را منکر شود. این است آن قتلی که موجب جاویدان ماندن مقتول در آتش دوزخ
می‌شود و کیفر این کشتن نیز همانند آن مقتول، جاویدان ماندن در آتش دوزخ خواهد
بود. (حسینی جلالی، 1382، ص94)
هـ. گروهی که از روی نادانی در کشتن ائمه معصومین: شرکت کرده‌اند. حضرت امام
سجاد7 فرمود: «کل یتقرب الی الله عزوجل بدمه» (مجلسی، 1400، ج22، ص274) گروهی برای
نزدیک شدن به خدا، حسین بن علی را به شهادت رساندند. این عبارت، بیان کننده آن است
که عده‌ای از روی نادانی و سفاهت در دام سیاستمداران زمان خود قرار گرفتند و برای
دنیای ناچیز ـ که هرگز به آن هم نرسیدند ـ به دشمنی با امام پرداختند و آن عزیز را
به شهادت رساندند. چنانکه عمر سعد در صبح روز عاشورا به لشگریان خود می‌گفت: «ای
لشگر خدا سوار شوید، که شما را به بهشت بشارت می‌دهم». (مجلسی، 1400، ج44، ص391)
لذا در زیارت عاشورا می‌خوانیم «و لعن الله امة اسرجت و الجمت و تنقبت و تهیَّأت لقتالک».
(مجلسی، 1400: ج98، ص294)
و. گروهی که با شنیدن خبر شهادت امام7 به این عمل رضایت دادند. این گروه کسانی
بودند که در صف دشمن نبودند و اقدام عملی هم انجام نداند، اما اندیشه و حرکت
ظالمان را تأیید کردند. این افراد در تمام زمان‌ها بوده و هستند. لذا انزجار خویش
را از آنان هم اعلام می‌داریم؛ «و لعن الله امة سمعت، بذلک فرضیت به» (مجلسی، 1400، ج98،
ص294) لعنت خدا به آن گروهی که خبر شهادت امام7 را شنیدند و به آن رضایت دادند.
4. معرفت الهی حاصل پیروی کامل از امام‌زادگان در زیارت
انسان همواره نیازمند اسوه و الگوست، تا عقاید خود را بر عقیده او و اخلاق خود
را بر خلق او و رفتار خود را بر کردار او منطبق نماید. (جوادی آملی، 1371، ص203)
حضرت امام رضا7 فرمودند: «رسول خدا فرمودند: امامان از فرزندان حسین7 هستند، هرکس
آنان را اطاعت کند، به طور مسلم خدا را اطاعت کرده و هر کس از آنان نافرمانی کند،
خدا را عصیان کرده است. آنان ریسمان محکم و وسیله به سوی خدا هستند». (عبد
علی بن جمعه، 1412، ج1، ص624)
رسیدن به این معنویت زمانی ممکن خواهد بود، که اوصاف والای انسانی و الهی آن
بزرگواران شناخته شود و از شایستگی‌هایشان آگاه شویم. بنابراین وظایف زائر، اعتراف
به فضایل و کمالات اولیای خدا از یک طرف و اقرار به ضلالت و بی‌کفایتی دشمنان و
مخالفانش از طرف دیگر است. چنانکه در برخی زیارت‌نامه‌ها این عبارت‌ها در کنار هم
آورده شده است. مانند: «عارفٌ بحقکم»، «مقرٌ بفضلکم» و «مستبصرٌ بشأنکم و بضلالةِ من خالفکم» (شیخ صدوق، 1392، ج2، ص614) آمده است. در این باره امام صادق7
فرموده‌اند: «اگر کسی تمام شب به عبادت برخیزد و هر روز روزه بدارد و تمام مالش را
صدقه دهد و همة عمرش را حج کند، اما ولایت ولی خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و
همة کارهایش به راهنمایی او باشد، او را بر خدای عزوجلّ حق ثوابی نیست و از اهل
ایمان نباشد». (کلینی، 1401، ج2، ص70) زیرا «بهم فتح الله و بهم یختم» (شیخ عباس
قمی، 1379، ص315) راه ورود و پایان، آن بزرگواران هستند.
زیارت ارتباطی وثیق و زنده است، که اقتضا می‌کند، زائر فاصله‌های زمانی و
مکانی را در نوردد و خود را در عصر ولی خدا و حضور او احساس کند. امرش را اطاعت و
از نهیش دوری کند.
5. پیروی زائر از سنّت و سیرت امام‌زادگان
قرآن، پیامبر اکرم9 را به عنوان بهترین الگو معرفی کرده و فرموده است: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ
حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یرْجُوا اللَّهَ وَ الْیوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ
كَثِیراً» (احزاب، 21) به تحقیق برای شما رسول خدا
سرمشقی نیکوست، برای آن کسی که به خدا و روز قیامت امید دارد و خدا را فراوان یاد
می‌کند.
در مقام ولایت كه باطن هر مقام است، اعم
از نبوت و رسالت و امامتمیان رسول خدا و
عترت ایشانتمایزى نیست،
بلكه تمایز در نبوت و رسالت پیامبر9 است. (جوادی آملی،
1392، ص89) با این معیار ائمه معصومین: که انسان‌های کامل عالم بشرند، الگو و
سرمشقی برای جامعه انسانی خواهند بود. با معرفت و محبت آن بزرگواران به ولایت و
سرپرستی آن‌ها می‌رسیم. ولایت نه به معنای محبت که به معنای سرپرستی و تولیت در
امور و امامت و پیشوایی است. یعنی سرپرستی و حاکمیت آنان بر فرد و جامعه، بر فکر و
احساس و عمل فرد، که این اندیشه باید در جای جای زندگی خود را نشان دهد. حضرت امام
رضا7 می‌فرمایند: «امام، زمام دین و باعث تحکیم نظام
مسلمین و صلاح دنیا و عزت مؤمنین است. امام اساس اسلام پویا و زنده و شاخه بلند آن
است. کامل شدن نماز و زکات و روزه و جهاد و زیاد شدن غنائم و صدقات و اجرای حدود و
احکام و نگاه‌داری مرزها به وسیله امام صورت می‌گیرد. امام حلال و حرام خدا را
برای مردم بیان کرده و حدود خدا را برپا داشته و از دین خدا دفاع می‌کند و مردم را
از راه حکمت و موعظه به راه خدا دعوت می‌کند». (نعمانی، 1397، ص216)
به همین علت زائر وظیفه خود می‌داند، تا سنت و سیرت آن بزرگواران را بیاموزد و
از خداوند در دعا بخواهد که بر سنت و سیرت آنان باشد و از اخلاق، منش و روش
مخالفان و دشمنانشان دوری کند. آنگونه که در زیارت امین الله آمده است: «الهم
فاجعل نفسی... مستنةً بسنن اولیائک مفارقةً لأخلاق اعدائک» (مجلسی، 1400، ج97، ص264) خدایا نفس مرا به گونه‌ای قرار ده
که با سنت و روش اولیائت آشنا و عامل باشم و از منش و سیرت دشمنان تو جدا و در
امان بمانم. این منطق از ارکان اصلی زیارت‌نامه‌هاست که: «اللهم اجعل محیای محیا
محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد9» (مجلسی، 1400، ج98، ص292)
6. زائر و تجدید پیمان با امامزاده
معرفت به امام‌زادگان و محبت به آن‌ها، زمینه‌ساز عهد و پیمان با آن بزرگواران
می‌شود؛ زیرا عشق و ولایت بدون عهده‌داری و مسئولیت‌پذیری، هوسی بیش نیست.
عهد، التزام خاص و نوعی تعهدپذیری در مقابل شخص یا کاری است. عهد و پیمان با
امام‌زادگان یعنی خود را به وظایفی که نسبت به آن‌ها داریم ملتزم سازیم و با آن‌ها
برای انجام خواسته‌ها و آرمان‌هایشان عهد ببندیم و آن عهد را با اسباب و وسایلی
محکم کنیم. (حر عاملی، 1366، ج18، ص44) و در نهایت با آنان بیعت کرده و دست در دست
آنان نهاده و دل و سربه آن بزرگواران بسپاریم.
حضرت امام رضا7 به ابی‌هشام داوود بن قاسم جعفری فرمودند: «ای داوود بی‌تردید،
ما به گردن شما به خاطر پیامبر9 حقی داریم و شما را بر گردن ماحقی است. پس هر که حق
ما را شناخت، حقش بر ما واجب می‌شود و هرکه حق ما را نشناخت، حقی بر ما ندارد».
(حرانی، 1366، ص810)
یکی از اصول نظام فکری اسلام، پیمان‌هایی است که از طرف خداوند آمده است؛
پیمان‌هایی مانند توحید، رسالت و نبوت پیامبران و قبول امامت و ولایت اوصیا که از
مهم‌ترین پیمان‌های ناگسستنی الهی است. زیارت، همان تثبیت میثاق و تحکیم عهد رسالت
و امامت است. زیارت عرصه بسیار مناسب و مؤثری در بازشناسی پیمان‌ها و تجدید و
تحکیم این قراردادهاست. بدون شک بهترین عامل برای نهادینه کردن و تقویت بافت‌های
ایمانی و الهی و التزام فکری و روحی و عملی مؤثر، زیارت است. همین پیمان‌هایی که
میثاق حقیقی بین انسان و حقایق الهی ایجاد می‌کند و انسان در پناه این میثاق‌ها از
لغزش و خطا مصون می‌ماند. این پیمان‌ها حلقه‌های ناگسستنی است، که انسان را از فرو
افتادن در ورطه زشتی‌ها و پلیدی‌ها باز می‌دارد و به عالم خوبی‌ها رهنمون می‌سازد.

در تمام زیارت‌نامه‌ها این پیمان به طور صریح آمده است. چنانکه در زیارت نیمه
شعبان به یک یک ائمه سلام می‌دهیم و می‌گوییم: شهادت می‌دهیم که شما حجت و برهان‌های
الهی هستید و من میثاقی را که با شما دارم تجدید می‌کنم و از خداوند می­خواهم تا
ما را بر این عهد و پیمان موفق بدارد. (مجلسی، 1400، ج97، ص266)
7. زائر و اعتراف به خدمات امام‌زادگان
زائر در هنگام زیارت این حقیقت را از صمیم قلب پذیرفته و به آن اعتراف می‌کند
که امامزاده خدمات و زحمات طاقت فرسایی برای احیای معارف اسلام کشیده است. آن گونه
که در زیارت رسول اکرم9 آمده است: «اشهد انک قد بلغت رسالات ربک و نصحت لامتک و
جاهدت فی سبیل الله... وادیت الحق الذی کان علیک و انک قد رؤفت بالمؤمنین و غلظت
علی الکافرین» (مجلسی، 1400، ج97، ص150) شهادت می‌دهم که شما هم دین الهی را ابلاغ
کردی و هم نصیحت نسبت به امت داشتی و هم در راه خدا مجاهدت و هر آنچه از حق شما
بود، ادا کردی. به مؤمنان با رحمت و لطف و با کافران با سختی برخورد نمودی.
در زیارت امیرالمؤمنین7 نیز چنین آمده است: «در راه خدا مجاهدت فراوان کردی و
در راه خدا و رسولش پند و اندرز و نصیحت نمودی و با همه وجودت در راه خدا مجاهدت و
از رسول خدا9، نگهبانی کردی و تنها به آنچه در نزد پروردگارت وجود داشت، طالب و به
وعده‌های الهی راغب و امیدوار بودی». (مجلسی، 1400، ج97، ص318)
زائر باور قلبی دارد، که آنان چه سختی‌ها و ناملایماتی را در راه اسلام تحمل
کرده و از هیچ کوششی دریغ نورزیده و به این یقین رسیده است، که آنان حق عظیمی بر
گردنش دارد. لذا از خداوند طلب رفعت مقام و علو درجات برای آن سفیران رحمت و مغفرت
خواهد کرد، که این موجب محبت و هدایت الهی نسبت به خودش و باعث بخشش گناهان می‌گردد:
«وجعل صلوتنا علیکم رحمة لنا و
کفارة لذنوبنا» (کلینی، 1401، ج4، ص559) که زمینه
مناسبی برای عنایت و توجه خاص پروردگار نسبت به او و مایه استمرار رحمت و ادامه
فیض الهی است و موجب خشنودی و رضایت آن بزرگواران خواهد بود.
8. تجلّی معنویت در زلال زیارت امام‌زادگان
بی‌تردید اولیای خدا طهور و عامل پاکی و پاکیزگی قلب هستند. آن‌گونه که در
زیارت می‌خوانیم: «صلی الله علی روحک و بدنک طهر طاهر مطهر من طهر طاهر و مطهر»
(شیخ طوسی، 1401، ج6، ص27) همان خاندانی که به اراده الهی از طهارت خاص برخوردار
شده و همه رجس‌ها از محدوده وجودی و قلمرو هستی آنان زدوده شده است. «انَّمَا
یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِب عَنكمُ الرِّجْس أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطهِّرَكمْ تَطهِیراً»
(احزاب، 33) خداوند می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان (پیامبر) بزداید و شما را
پاک و پاکیزه گرداند.
زیارت که بستری مناسب برای حضور در محضر اولیای خدا و آشنایی و تثبیت و تحکیم
ولایت است، پاکی و طهارت نفس انسان را به همراه دارد. در برخی زیارت‌نامه‌ها آنان
«عین الحیاة» (شیخ طوسی، 1401، ج6، ص80) معرفی شده‌اند و این بدان علت است، که ولایت منبع
حیات ملکوتی و جان انسانی است که در سایه الله، حیات و زندگی انسانی معنا می‌یابد.
اگر انسان بخواهد از تیرگی‌ها رهایی یابد، چاره‌ای جز پیوند با آنان ندارد. در
زیارت حضرت فاطمه3 می‌خوانیم: «فَإِنَّا
نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا
لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَابِأَنَّا قَدْطَهُرْنَابِوِلاَیَتِکِ» (شیخ طوسی، 1401، ج6، ص10) از شما درخواست می‌کنیم که اگر ما شما را تصدیق
کردیم و اهل صداقت و تصدیق بودیم، پس ما را مژدگانی دهید، تا ما هم خود را بشارت
دهیم، در سایه ولایت شما، چنین طهارتی به ما دست داد ه است.
همچنین آن بزرگواران «طاهر»، «مطهر» و «طهور» معرفی شده‌اند. زیرا با آنان
حقیقت طهور، کدورت‌ها و تیرگی‌ها اعتقادی، اخلاقی و رفتاری پاک و زدوده می‌شود.
بنابراین، نقش زیارت در این رابطه بسیار والاست که هم انسان را به چشمه زندگی متصل
می‌کند و هم در زلال حقیقت طهور انسان را پاکیزه می‌سازد.
9. زیارت امام‌زادگان و آمرزش گناهان
انسان‌ها به خاطر وابستگی‌ها، خواسته یا ناخواسته به برخی از آلودگی‌ها تن در
داده و دچار لغزش و گناه شده‌اند و این امر سابقه‌ای تاریکی در شناسنامه ذهنشان
ثبت کرده است. از این رو حزن نسبت به گذشته و خوف از آینده آنان را راحت نمی‌گذارد.
لذا همه در جستجوی پناهگاهی امن هستند، تا بتوانند خود را آرام سازند.
از آنجا که پیامبر9 و خاندانش: می‌توانند دستی بر گذشته کشیده و تیرگی‌های دل
را بزدایند و با نگاهی به آینده افق روشن و مطمئنی در منظر ما بگشایند، زیارت پل
ارتباطی چنین حقیقتی است، که خداوند در قرآن فرموده است: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِیطَاعَ
بِإِذْنِ الله وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ
فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ
تَوَّابًا رَّحِیمًا» (نساء، 67) هیچ رسولی را نفرستاده‌ایم مگر این
که به اذن الهی اطاعت شود و اگر مردم وقتی بر خود ستم کرده و معصیت نمودند، نزد تو
آمدند و از خداوند طلب گذشت و مغفرت کردند، پیامبر نیز برای آن‌ها طلب مغفرت کرد،
قطعاً خداوند را نسبت به گذشته توبه پذیر و نسبت به آینده رحیم می‌یابند.
نگاه عمومی ائمه معصومین: بر این نکته توجه دارد که گذشته را با مغفرت و آینده
را با شفاعت و همراهی خود در مواقع دشوار برزخ و قیامت امید می‌بخشد. مثلاً پیامبر
بزرگوار اسلام9 فرمودند: «ای علی! کسی که مرا در حال حیات یا بعد از مرگم زیارت
کند، یا تو را در حال حیات یا بعد از مرگ، یا فرزندان تو را در حال حیاتشان یا بعد
از مرگشان زیارت کند، تعهد می‌کنم که در روز قیامت از سختی‌های آن روز آن‌ها را
نجات داده و در مرتبه خود در بهشت قرار دهم». (مجلسی، 1400، ج97، ص123)
«دعبل» از حضرت امام رضا7 نقل کرده است­
که فرمودند: «لا تنقضی الایام واللیالی حتی یصیر طوس مختلفا شیعتی و زواری الا فمن
زارنی فی غربتی بطوس کان معی فی درجتی یوم القیامة مغفوراله» (حرعاملی، 1414، ج10، ص438) روزها و شب‌ها نمی‏گذرد،
تا این که طوس جایگاه آمد و رفت شیعیان و زائرانم می‏شود. آگاه باشید کسی که مرا در
غربت در طوس زیارت کند، روز قیامت با گناهان آمرزیده، هم درجه‏ من خواهد بود.
زیارت با معرفت آن بزرگواران موجب آمرزش گناهان و سبکبالی انسان می‌شود، زیرا
«مقابر ائمه: محل حضور، شهود و عنایت جدی آن ارواح عالیه و اشباح برزخیه و نوریّه
است. آنان در ملأ اعلی شاهد قصه زیبای زیارت و ناظر بر اعمال زائرانند. نظارتی که
هزاران خیر و برکت را به همراه دارد». (ملا محسن فیض، 1412، ج14، ص1482)
زائر که با همه وجودش اعم از بدن و نفس به سمت مزور می‌رود، از نفس و جان مزور
استمداد طلب می‌کند، تا خیری را بدست آورد و زیان یا اذیّتی از او دفع شود و همه
وجودش در سلک استعداد و استمداد در می‌آید و از آن سو نفس مزور نیز به علت مشابهت
و مجاورتی که با عنوان یافته، منشأ تأثیر و اثر بخشی فراوان و کامل‌تری خواهد بود
و چون زائر با جسم و جان به سوی مزور روی آورده، هم بهره‌های جسمانی و هم بهره‌های
روحانی و نفسانی خواهد برد.
10. زیارت امام‌زادگان کلید رفع حوائج
قدرت و اختیار اولیای الهی در تصرف و تسخیر پدیده‌های تکوینی بر اساس اعتقادات
دینی و براهین عقلی و نقلی مسلم و غیر قابل تردید است. چنانکه در زیارت جامعه
کبیره آمده است: «و بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الاباذنه و
بکم ینفس الهم و یکشف الضر» (شیخ طوسی، 1401، ج6، ص99) در سایه وجود شما اهل بیت
است که باران می‌بارد و به برکت وجود شماست که آسمان در اوج خود بر زمین نمی‌افتد،
تا آن را ویران کند و همه این‌ها به اذن و اراده الهی است و در سایه وجود شما همت‌ها
و تلاش‌ها به نتیجه می‌رسد و بدی‌ها و مصائب از بین می‌رود.
از همین دیدگاه است، که همه دین‌باوران با حضور در مشاهده مشرفه از ارواح
طاهره و نفوس زکیه آنان استمداد می‌جویند، تا در عبور از تنگناهای زمانه با هدایت
و عنایت آنان راه را به پیش ببرند. لذا درباره زیارت امام حسین7 روایت شده است که
«زیارت امام حسین7 موجب طول عمر و حفظ و صیانت جان و مال و سبب فزونی روزی و رهایی
از سختی‌ها و برآوردن حاجت می‌شود». (مجلسی، 1400، ج98، ص45)
ابوعلی سینا معتقد است که زیارت در رفع حوائج تأثیر بسزایی دارد که موجب آرامش
انسان می‌شود: «و اما
النفسانیة فمثل الاعراض عن متاع الدنیا و طیباتها و اجتناب الشواغل و العوائق و
انصراف الفکر الی قدس الجبروت و الاستدامة بشروق نور الله تعالی فی السر لإنکشاف
الغم المتصل با النفس ناطقه. فهدانا الله و ایاک الی تخلیص النفس من شوائب هذا
العالم المعروض للزوال انه لما یرید قدیر خبیر» (ابوعلی سینا، 1400، ص339) اما بهره‌های نفسانی که از رهگذر زیارت نصیب
انسان می‌شود، بسیار ارزشمند است. مانند بی‌توجهی به دنیا، حتی طیبات و حلال دنیا
و همچنین دور کردن شواغل و موانعی که او را از مسیر کمال باز می‌دارد. در نتیجه
فکر به ساحت قدس جبروت منصرف شده که در پرتو نور و اشراق ربانی در جان و سویدای
وجود، تمامی اندوه‌ها و نگرانی‌ها و خوف و غم‌ها بر طرف شده و این نیز خلاصی جان و
آزادی دل است. که امید است خدا ما و شما را به این امر هدایت کند و نفس را از
شوائب این عالم فانی رها گرداند.
برخی از روایات شرف و کمال انسان را
در گرو زیارت پیامبر9 و ائمه معصومین: می‌داند، مانند زمانی که به سوی بیت الله
الحرام حرکت کردید، پس از انجام مناسک، حج را به زیارت رسول الله تمام کنید، زیرا
ترک زیارت او جفای به حضرت است و نیز حج خود را به قبوری که خداوند عالم حق آن‌ها
را بر عهده شما قرار داده است و زیارت آن‌ها بر شما الزام کرده به پایان رسانید و
از نزد آن‌ها رزق و روزی دنیا و آخرت طلب کنید. (صدوق، 1416، ص616)
نتیجه­
مهمترین و مؤثرترین آثار زیارت امام‌زادگان پذیرش و تأیید افکار و آرمان‌های
آن بزرگواران است، که زائر با اعتراف به خدمات و زحمات طاقت فرسای آنان عهد و
میثاق خویش را تثبیت می‌کند.
کسی که به قصد زیارت امامزاده‌ای حرکت می‌کند، خود را از نظر اعتقادی، اخلاقی
و رفتاری با آن بزرگوار هماهنگ ساخته و نیّت همراهی همه جانبه با او را داشته و به
توجهات آن بزرگوار امیدوار است.
زائر عقیده دارد امامزاده انسان کاملی است، که جانی ملکوتی دارد که پیوسته با
عالم اعلی در ارتباط است. لذا با عشق و محبت به زیارت آن بزرگوار می‌رود و دوستی
خود را اظهار می‌کند و با بیزاری از دشمنانش به صفات پسندیده روی آورده و از صفات
رذیله دوری می‌جوید. او همچنین وظیفه خود می‌داند، به احترام دوستی با آن بزرگوار
سنّت و سیرتش را بیاموزد و از اخلاق و منش و روش آن والامقام در رسیدن به کمال
معنویت پیروی کند.
زائر می‌تواند، کدورت‌ها و تیرگی‌های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری خود را در زلال
عین الحیاة اولیای خدا بزداید.
آنچه از رهگذر زیارت با معرفت امام‌زادگان نصیب زائر می‌شود، قابل توصیف نیست،
زیرا در پرتو زیارت، حضور آن بزرگوار را در صحنه‌های مختلف اجتماع می‌تواند احساس
کند و این حضور تا به جایی می‌رسد که زائر آنقدر به او دل می‌بندد که تعلقات و
وابستگی‌ها و عواملی که انسان را از مسیر کمال باز می‌دارد رها کرده و در اندیشه
ساحت قدس الهی می‌شود.
فهرست منابع
1.قرآن کریم، (1338)، ترجمه الهه قمشه‌ای، تهران: نشرمحمدعلی
علمی، چاپ دوم.
2.ابن قولویه، جعفر بن محمد بن قولویه، (1356)، کامل
الزیارات، نجف اشرف: نشر مطبعه المرتضویه، چاپ دوم.
3.ابن شهرآشوب، (1374)، مناقب، قم: نشر علامه، چاپ دوم.
4.ابو علی حسین بن عبدالله سینا، معروف به شیخ الرئیس،
(1400)، رسائل، قم: نشر بیدار، چاپ اول.
5.بهاری همدانی، محمد، (1375)، تذکرة المتقین، تهران: انتشارات نهاوندی، چاپ اول.
6.جوادی آملی، عبدالله، (1392)، قرآن ازمنظر امام رضا7، ناشر
مؤسسه تحقیقات معارف اهل بیت: (منبع الکترونیکی).
7.ـــــــــــــــــ، (1382)، صهبای صفا، تهران: نشر مشعر،
چاپ هفتم.
8.ـــــــــــــــــ، (1387)، مراحل اخلاق در قرآن، قم: نشر
اسراء، چاپ هشتم.
9.ـــــــــــــــــ، (1386)، معرفت شناسی در قرآن، قم: نشر
اسراء، چاپ چهارم.
10.حرانی، ابن شعبه، (1366)، تحف العقول عن آل رسول، ترجمه علی
اکبر غفاری، تهران: کتاب فروشی اسلامیه.
11.حر عاملی، محمدبن حسن، (1414)، وسایل الشیعه، بیروت: نشر
دارالحیا، الثرات العربی، چاپ اول.
12.ـــــــــــــــ، (1366)، اثباة الهداة باالنصوص والمعجزات، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ سومف.

13.حسینی­ جلالی، محمد، (1382)، جهاد امام سجاد7، ترجمه موسی
دانش، تهران: اندیشه، چاپ اول
14.خمینی (ره)، روح الله، (1372)، چهل حدیث، تهران: مؤسسه
تنظیم و نشر اثار امام خمینی (ره)، چاپ چهارم.
15.شیخ طوسی، محمدبن حسن، (1401)، تهذیب الاحکام فی شرح
المقنعه، بیروت: نشر دارالصعب و دارالتعارف.
16.صدوق، محمد بن علی بن الحسین، (1392ق)، من لا یحضره الفقیه،
قم: انتشارات جامعه مدرسین، چاپ سوم.
17.ــــــــــــــــ ، (1416)، الخصال، تصحیح غفاری، قم: نشر
اسلامی، چاپ اول.
18.ـــــــــــــــــ ، (1404)، عیون اخبار الرضا7، بیروت:
مؤسسه الاعلمی، چاپ اول.
19.طباطبایی، سید محمد حسین، (1382)، ترجمه تفسیرالمیزان،
ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم: نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول.
20.طریحی، فخرالدین، (1414ق)، مجمع البحرین، تحقیق احمدحسینی،
قم: نشربنیاد بعثت، چاپ دوم.
21.عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، (1412)، تفسیر
نورالثقلین، قم: نشر اسماعیلیان، چاپ چهارم.
22.قمی، شیخ عباس، عباس بن محمد رضا، (1379)، مفاتیح الجنان،
تهران: نشر آفتاب، چاپ هفتم.
23.كریستین دبلیو، (1391)، نزولی، معنویت كاتولیك حال و آینده،
ترجمة مهرداد وحدتی دانشمند، تهران: فصل‌نامه نقد و نظر، شماره 19.
24.کلینی، محمد بن یعقوب کلینی، (1401)، الکافی، تصحیح علی
اکبرغفاری، بیروت: نشر دارالصعب ودارالتعارف، چاپ دوم.
25.مجلسی، محمد باقر، (1400)، بحارالانوار، بیروت: نشر موسسه
الوفا، چاپ دوم.
26.محدث نوری، حسین بن میرزا محمدی تقی نوری طبرسی، (1407)،
مستدرک الوسائل، قم: نشر آل البیت:، چاپ اول.
27.معین، محمد، (1381)، فرهنگ معین، تهران: امیرکبیر، چاپ
پانزدهم.
28.ملا محسن فیض کاشانی، (1412)، الوافی، تصحیح ضیاء الدین
علامه، اصفهان: نشر امیرالمؤمنین، چاپ اول.
29.ملکی تبریزی، جواد، (1368)، المراقبات، ترجمه میرزا حکیم
خسروانی، تهران: نشر فقیه، چاپ اول.
30.ملکیان، مصطفی، (1379)، معنویت و محبت چكیده همه ادیان،
تهران: نشر آفتاب، چاپ اول.
31.نعمانی، محمد بن ابراهیم، (1397ق)، غیبت، تهران: مکتبة الصدوق، چاپ اول.
32.وثوقی، منصور (1376)، مبانی جامعه شناسی، تهران: نشر
خردمند، چاپ دوم.
[1]. دانشجوی دکتری دانشگاه
تهرانakhavan1330@yahoo.com
ثبت نظر برای این مقاله
 
 
 
          

هیچ نظری به ثبت نرسیده است

 
  گروههای مقالات  



صفحه اصلی          اخبار          تصاویر          کلیپ          نرم افزار          مقالات          صوت          جستجو در سایت          ارتباط با مدیران         پرسش و پاسخ          ارتباط با ما   
کلیه حقوق متعلق به سازمان اوقاف و امور خیریه جمهوری اسلامی ایران می باشد.
Copyright 2015 © www.mfso.ir All right reserved